{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقطه صفر مرزی

نقطه صفر مرزی گاهی مختصات مکانی نیست...
گاهی مکان در زمان ذوب می‌شود و آمیختگی آن دو آتش می‌زند به قلب آدم...
در نقطه صفر مرزی سفر اربعینم...
آنجا که زمان دست می اندازد در پنجه مکان...
آنجا که تمام تلاش تو برای نشان دادن اینکه همه چیز خوب است...
تو خوبی...
روبه راهی و هیچ خبر تلخی از یک فاجعه پیش رو حکایت نمی‌کند به شکست منتهی می شود...
حتما که لازم نیست آدمها اشکهایت را برهان بیاورند...
بهم ریختگی های درونی بدیهیات اولیه اند که تنها اهل برهان و یقین می شناسندشان و بس...
نشسته ام تنها روی تکه گونی آبی مندرسی ...
زنی در من تنهایی عمیق را ضجه می‌زند...
و دختری که در بیابان های مشایه با چهره ای گرد و خاکی غافل است از آینده ای که قاصدک روی دستهایش بشارتش داده است...
#اربعینیات
دیدگاه ها (۰)

نوشتنم نمی آید...درست یادم نیست از کی و با کدام ماجرا نوشتنم...

قطره های آب روی شیشه عینک...شفاف و لغزنده...درست شبیه دل آدم...

به چند مقر مرزی سر زدیم.به بسیجی‌های خامنه‌ای که زندگی آرام ...

نغمه پایداری در هندسه حد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط