{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
In the Arms of the Criminals(در آغوش تبهکاران )
Part:3
کوک:خب خب چطوری کوچولو
تهیونگ:چطور میخواد باشه
ا.ت:خودتون چی فکر میکنید
تهیونگ:خوب نیستی
ا.ت:پس چرا میپرسین
کوک:آا نمیدونم
ا.ت:هوففف*بغض
تهیونگ:یاا الان چرا بغض کردی جوجه
ا.ت:شما چرا رو من قمار کردین؟
کوک:پیشنهاد خود بابات بود
ا.ت:م...منظورت چیه
تهیونگ:بابات تو قمار باخت ولی پول نداشت که بدهیمون بده
کوک:و مجبور بود با جونش پرداخت کنه
تهیونگ:ولی تورو داد به ما که از جون خودش محافظت کنه
ا.ت:چی؟هه پس داشت اشک تمساح می‌ریخت
کوک:احتمالا
ا.ت:من باید با مامانم میمردم*اروم و با بغض
تهکوک:......
(کوک)
ما با لی معمولا زیاد قمار میکردیم اون تا الان فقط دو بار برده بود هر بار می‌باخت ولی مردک ابله دفعه بعد بازم بازی میکرد ایندفعه مبلغ شرت خیلی بالا بود البته برای اون و اون چون نمیتونستم پولو بده دخترشو داد وقتی تو خونشون منتظر بودیم یهو یه دختر خوشگلم و کوچولو اومد جلومون لقب عروسک کوچولو بهش میومد چون واقعا شبیه یه عروسک بود وقتی تو ماشین بودیم و فهمید برای چی روش قمار کردیم گفت کاش با مامانش میمرد اونجا بود که منو ته ساکت شدیم حرفی نداشتیم وقتی برگشتم سمت ته فهمیدم اونم حسیو داره که من الان دارم اخه چطوری مافیاهایی مثل ما که تاحالا دلشون برای کسی نسوخته چرا الان باید اینطوری بشن از این فکرا اومدم بیرون که رسیدیم به امارت......

«کاش دکمه‌یِ غلط‌کردم داشتم… حالا من زندانیِ همان شیاطینی هستم که برای به دست آوردنم، کلِ دنیایم را به آتش کشیدند.»
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی درخواستی In the Arms of the Criminals(در آغوش تبهک...

چند پارتی درخواستی In the Arms of the Criminals(در آغوش تبهک...

پارت 9ا/ت : من عروسک می خواممممممته: باش باش نامجون الان میر...

سناریو:وقتی ا/ت با تهیونگ میره فروشگاه و یه عروسک بزرگ میخره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط