من و جام می و معشوق الباقی اضافات است

من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است

مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است...

ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است

میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است

اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...❤️‍🩹🍂🥀
دیدگاه ها (۰)

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن...

من درک نمیکنم چرا سرنوشت اجازه میده افرادی همدیگرو ملاقات کن...

ای قلم حوصله کن درد فراوان دارمبی نهایت گله از بازی دوران دا...

عشق آدمو تعقیر میده یا بهتر میشی یا بد تر ولی دیگه هیچ وقت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط