{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را
جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را
روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
نقد را باش اي پسر کآفت بود تأخیر را
اي که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز
هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را
زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتیم آن همه ی تزویر را
سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی
همان‌ گونه عذرت بباید خواستن تقصیر را
دیدگاه ها (۱)

ما آدم‌ها از دار دنیا شکستن را خوب بلدیم!می‌خواهد شیشه باشد ...

همه باید بریم چند واحد دلجویى كردنپیش حضرت "سعدى" پاس كنیم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط