{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرش آلزایمر داشت ...

مادرش آلزایمر داشت ...
بهش گفت : مادر یه بیماری داری باید به خاطر همین ببرمت آسایشگاه سالمندان
مادر گفت : چه بیماریی ؟
گفت : آلزایمر ...
گفت : چی هست
گفت : یعنی همه چیو فراموش می کنی
گفت : مثل اینکه خودتم همین بیماریو داری
گفت : چه طور
گفت : انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم ، چقدر سختی کشیدم ،
تا بزرگ بشی ، قامت خم کردم تا قامت راست کنی

پسر رفت توی فکر ....

برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش ...
گفت : برای چی ؟
گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم ...
مادر گفت :
من که چیزی یادم نمیاد !!!!
دیدگاه ها (۵)

این ویدئو رو دوبار ببین ..

سخت می گیری به منبا این همه از دست تو می شوم دلگیر شاید نازن...

آنان که به زندگی دیگران ، نور می بخشند ، خود روزی خورشید خوا...

کمی بخندیم ☺️😄😁

برده عمارت جئون

وقتی میرین خونه مامانش ولی مست میکنه ...خنده ای کردم و نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط