{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

A sign of her love

A sign of her love
part ¹

5 مارس
10:30 شب

شب بود و مه غلیظ، مهمانی در قصر پارینا
مهمانی به علت تاجگذاری دختر ژوبرت دیوید پادشاه فرانسه
یعنی ژوبرت کاترین، تمام خانواده ژوبرت و کیم
آنجا بودند، و شبی هم بود که کاترین
برای اولین بار با پسر خاله اش ملاقات میکند...
کاترین آرام بر روی مبل با لباسی سبز و مو هایی بلند به رنگ
سفید بر دورش و چهره ای بسیار زیبا نشسته بود
همه داشتند با اهنگی زیبا جفت میرقصیدند
او هم دلش میخواست برقصد ولی حیف جفتی نداشت...

همان طور که نشسته بود مردی با چهره ای جذاب
و استایلی کلاسیک بر جلوی او زانو زد
و با صدایش را به گوش کاترین رساند
«مایلید بامن برقصید بانو»
کاترین با برقی که در چشمانش بود گفت
«چرا که نه»
و از جایش بلند شد و به سمت مرد رفت
آنها شروع به رقصیدن کردند
انقدر زیبا میرقصیدند که تمام چشمان روی آنها
بود
کاترین زیبا و بلند میخندید و همان طور که میرقصیدند
کاترین پرسید
«اسم شما چیه»
مرد با خنده جواب داد
«جونگ کوک هستم، جئون جونگ کوک»
کاترین گفت
«خوشبختم منم کاترین هستم»
مرد دیگه جوابی نداد....
ساعت به 11:10 شب رسید و
بلاخره رقص زیبای آنها تمام شد
مثل اینکه حسابی خسته شده بودند
جونگ کوک رفت جای دیگر از قصر و کنار یک مرد
بسیار جذاب و زیبا ایستاد و چیزی در گوش ان گفت
و به کاترین اشاره کرد
آن مرد با چشمان زیبایش به کاترین نگاه کرد اما واکنشی نشان نداد و دستانش را بر دور کمر دختری که کنارش بود برد
در آن لحظه برق چشمان کاترین غیب شد و چشمانش پر از اشک شد
درسته کاترین آن مرد رو نمیشناخت و برای اولین بار توی عمرش آن را میبیند اما مثل اینکه عشق در نگاه اول را آن لحظه تجربه کرد ولی با دیدن کاری که آن مرد انجام داد کاترین آن لحظه حس کرد دیگر جانی ندارد و یک مرده است ...

نویسنده: Eric/اریک

نظرتون؟
تا حمایت ها زیاد نشه پارت نمیزارم👍🏻🌚🎀
بخاطر یک ناناز پایان شاده👍🏻🌚🎀
دیدگاه ها (۱)

ولی کاترین خیلی خوشگله

🤣🤣

نام: A sign of her loveنام فارسی: نشانی از عشق اوژانر: عاشقا...

اگه خوشت اومد یک سر به پیجم بزن ...

part28 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات بین من و یک مرد دیگه نشسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط