part عشق پنهان
part28 عشق پنهان
《ویو جونگ کوک》
ات بین من و یک مرد دیگه نشسته بود و مرده خیلی از ات سوال میپرسی
مرد: سلام خانم میشه اسمتون رو بدونم
ات: با منید
مرد: بله خانم زیبا
ات: به شما چه اسم من چیه
مرد: نه که خیلی خوشگلی میخواستم اسمت رو بدونم(دستش رو بلند کرد سمت صورت ات)
《ویو جونگ کوک》
مرد دستش رو سمت ات برد دیگه نتونستم تحمل کنم دستش رو گرفتم و پس زدمش
جونگ کوک: هوی مرتیکه چیکار میکنی《داد》
مرد: به تو چه ربطی داره
جونگ کوک: به من چه《پوزخند》
مرد: آره به تو چه
جونگ کوک: شوهرشم
مرد:《صورتش رو سمت ات برد》 .... ب ... بخشید فکر نمیکردم شوهر داشته باشید
《ویو جونگ کوک》
به یکی از مهمان دارا گفتم
جونگ کوک: ببخشید خانم
مهمان دار: بفرمایید
جونگ کوک: میشه جای من و همسرم رو عوض کنید کنار پنجره بزارید
مهمان دار: بزارید ببینم کسی میخواد جاش عوض بشه
《ویو جونگ کوک》
خانمه رفت و با دو نفر که کنار پنجره بودن صحبت کرد و جاهامون رو باهم عوض کردیم ات کنار پنجره بود و منم کنارش . . .
《ویو جونگ کوک》
ات بین من و یک مرد دیگه نشسته بود و مرده خیلی از ات سوال میپرسی
مرد: سلام خانم میشه اسمتون رو بدونم
ات: با منید
مرد: بله خانم زیبا
ات: به شما چه اسم من چیه
مرد: نه که خیلی خوشگلی میخواستم اسمت رو بدونم(دستش رو بلند کرد سمت صورت ات)
《ویو جونگ کوک》
مرد دستش رو سمت ات برد دیگه نتونستم تحمل کنم دستش رو گرفتم و پس زدمش
جونگ کوک: هوی مرتیکه چیکار میکنی《داد》
مرد: به تو چه ربطی داره
جونگ کوک: به من چه《پوزخند》
مرد: آره به تو چه
جونگ کوک: شوهرشم
مرد:《صورتش رو سمت ات برد》 .... ب ... بخشید فکر نمیکردم شوهر داشته باشید
《ویو جونگ کوک》
به یکی از مهمان دارا گفتم
جونگ کوک: ببخشید خانم
مهمان دار: بفرمایید
جونگ کوک: میشه جای من و همسرم رو عوض کنید کنار پنجره بزارید
مهمان دار: بزارید ببینم کسی میخواد جاش عوض بشه
《ویو جونگ کوک》
خانمه رفت و با دو نفر که کنار پنجره بودن صحبت کرد و جاهامون رو باهم عوض کردیم ات کنار پنجره بود و منم کنارش . . .
- ۱۱.۱k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط