{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

کنار کاغذ هایش و کلماتش نشست.
حرف زد ، باقهوهش.
زمان نیازی به صبر نداشت.
او نمیدانست که قهوه خیلی وقت است از او سرد است.
دیدگاه ها (۱)

...

...

...

...

همخونه اجباری... پارت 126"ویو پارک دوین"از صبح...هر جا می‌رف...

❀ ایـن ها حَـرف‌هـایِ دِلِ مَـنـه... داسـتانی کِـه مَـن اَز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط