{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(۲)

(۲)
#ادامه#دلنوشته
در سحری غم‌انگیز از رمضان، با صدای زنگ گوشی، دوباره پلک‌هایم از هم جدا میشود و چشمانم بر صفحه‌ای سیاه پوش از تلویزیون میخکوب می‌شود.
چه جملهٔ سنگین و غریبی....
(( روح بلند پیشوای ملت بزرگ ایران، حضرت آیت‌الله سید‌علی خامنه‌ای، با نوشیدن شهد گوارای شهادت، در ماه مبارک رمضان، به ملکوت اعلی پیوست.))) 🖤
کاش نمی‌فهمیدم معنای این واژه‌های سنگینِ در کنار هم نشسته را.

ساعاتی خیره به عکس‌هایتان، یکی‌یکی کلیپی از سخنان ارزشمندتان را به تکرار گوش می‌دهم و بی آنکه اشکی از چشمانم سرازیر شود، متن نوشته شده بر روی صفحهٔ تلویزیون را مدام در ذهن خود تکرار میکنم. لبانم اما به هم دوخته شده و هیچ حرکتی از خود ندارد. چشمانم سنگینیِ شب را ندارد، قلبم انگار آرام گرفته و افکار آشوبگر دیگر روحم را نمی‌آزارند.
با تمام قدرت، سعی در انکار این واقعیتِ تلخ و دردناک را دارم.
اما صدایی حزن‌انگیز مدام در گوشم نجوا میکند. گویا خیالِ زخم خورده‌ام خاطراتی خیس را به جنگ با من آورده، خاطراتی که فرعون‌ وار، کل وجودم را به محاصره گرفته و تمام قدرت خود را برای زمین‌گیر کردنم بکار بسته‌اند.

#ورق_بزن
#رهبرشهیدم💔
#قـاسـم_بـن_الـحـسن
#اطلـس
دیدگاه ها (۰)

(۳)#ادامه#دلنوشته💔خاطراتی از پس خیال‌های دوران کودکی. از نزا...

(۴)#ادامه#دلنوشته😭🍂احمق‌ها پایکوبی میکنند و سرخوشند از اینکه...

(۱)🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹#دلنوشته_بوقت_دلتنگی✨زمان بی‌رحم...

🌹 بسم الله الرحمن الرحیم🌹مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُو...

تک‌پارتی | پیدام کردی...باران بی‌وقفه روی شیشه‌های کافه می‌ر...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟏پارت ۲۱ | انتخابهوای اتاق سنگین شده بود.هیچ‌کس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط