سرنوشت
سرنوشت "
فصل 2
p,36
.
.
.
جیهوپ : نره نکش دیووو( داد )
.
.
جونگ کوک که انگار از زحمت دادن خودش و قدم برداشتن به سمت در زیر لب غر غر میکرد با شنیدن صدای آشنای هیونگش به سمتش رفت و بغلش کرد ...
.
.
......
.
.
همگی نشسته بودن روی مبل های مشگی رنگ ....
.
.
جونگ سو هم روی پای ا/ت نشته بود و داشت براش بلبل زبونی میکرد .... شاید اون وسطا دو ۳ تا لاسم باهاش میزد .... و ا/ت هم از کیوت بودنش گاهی این قدر میخمدید که صورتش به قرمزی میرسید ....
.
.
در اتاق پیتر باز شد .... با شلوارک بلند و ی حقل آستین مشکی و موهای شلخته .... چشمایی پف کرده و قرمز از اتاق اومد بیرون ....
.
.
جونگ سو معتل نکرد و حرفشو بیان کرد ...
.
.
جوگ سو : ا/ت جونم این آقاعه کیه ..؟
.
.
پیتر : سلام صبح بخیر .... پیتر هستم ...( نموو لرزون )
.
.
ا/ت که سعی میکرد نادیدش بگیره اروم سرشو به سمت پسرگی که روی پاهاش با چشمای گرد نگاهش میکرد برگردوند ...
.
.
ا/ت : خب خب اقا کوچولو نکفتی پدرت این دو سال باهات چیکار کرده که این قد تغییر کردی ها ؟؟
.
.
جونگ کوک از حرف بی ربط و ناگهانی ا/ت خنده ی تو گلویی کرد ... که فقط جیهوپ متوجهش شد....
.
.
جونگ سو : جونگ سو دیگه اون پسر کوچولو نیست حالا مرد شده ( و مشتشو توی هوا گرفت ) ....آمم اگه ی سوال بپرسم یعنی فوضولی کردم ؟؟
.
.
ا/ت کمی گبج شد و بعدش بپرسی زیر لب گفت .... کنجکاو بود بدونه جونگ سو میخلست ازش چه سوالی بکنه .....
.
.
پیتر هم دوباره رفت توی اتاقش .... چون هنوز خستگی از تنش بیرون نرفته بود ... تصمیم گرفت باز هم بخوابه ...
.
.
جونگ سو : ... تو. با عمو جونگ کوک قهر کردی ؟؟
.
.
ا/ت با ملایمت گفت ...
.
.
ا/ت : چطور مگه ..؟
.
.
جیهوپ که شاهد اونا بود به جونگ سو توپید ...
.
.
جیهوپ : جونگ سو نباید توی زندکی مردم سرک بکشی ....!
.
.
جونگ سو : ببشخید ...اخه ... از وقتی که اومدیم ا/ت یک بار هم با عمو کوک حرف نزده ....عمو کوک هم همینطور .....
.
.
کوک : خب ببین اول که ببشخید نه ببخشید کوچولو........ دوم ... عمو کوک نمیخاد قهر باشه ولی ا/ت جونت باهام قهره ... منم ... که نیدونی تو ناز کشیون زیاد خوب نیستم ( لبخند )
.
.
جونگ سو : ( دستاشو بهم کوبید ) خیب من میخام آتشی تون بدم ..... معلممون بهمون گفته که اگه یکی با اون یکی قهر کرد همو بوس کنن و از هم معذرت خواهی کنن حتی من یکبار ( خنده ی ریز ) یکبار چه هوا رو از لب بوس کردم ( خنده نوخودی )
.
.
با جمله ی اخر پسر جیهوپ جوری گردنشو سمتش چرخوند که صدای جابه جا شدن مهره هاش به وضوح شده شد ....
.
.
برای این که دیروز پارت نژاشتم بببخشیددد😭🫂
https://wisgoon.com/dghyvhhgfg
https://wisgoon.com/989143_7342
این پارت تقدیم به این دو فرشته که دیروز تولدشون بود عشقای من ببخشید که دیروز براتون نذاشتم🩷💗
فصل 2
p,36
.
.
.
جیهوپ : نره نکش دیووو( داد )
.
.
جونگ کوک که انگار از زحمت دادن خودش و قدم برداشتن به سمت در زیر لب غر غر میکرد با شنیدن صدای آشنای هیونگش به سمتش رفت و بغلش کرد ...
.
.
......
.
.
همگی نشسته بودن روی مبل های مشگی رنگ ....
.
.
جونگ سو هم روی پای ا/ت نشته بود و داشت براش بلبل زبونی میکرد .... شاید اون وسطا دو ۳ تا لاسم باهاش میزد .... و ا/ت هم از کیوت بودنش گاهی این قدر میخمدید که صورتش به قرمزی میرسید ....
.
.
در اتاق پیتر باز شد .... با شلوارک بلند و ی حقل آستین مشکی و موهای شلخته .... چشمایی پف کرده و قرمز از اتاق اومد بیرون ....
.
.
جونگ سو معتل نکرد و حرفشو بیان کرد ...
.
.
جوگ سو : ا/ت جونم این آقاعه کیه ..؟
.
.
پیتر : سلام صبح بخیر .... پیتر هستم ...( نموو لرزون )
.
.
ا/ت که سعی میکرد نادیدش بگیره اروم سرشو به سمت پسرگی که روی پاهاش با چشمای گرد نگاهش میکرد برگردوند ...
.
.
ا/ت : خب خب اقا کوچولو نکفتی پدرت این دو سال باهات چیکار کرده که این قد تغییر کردی ها ؟؟
.
.
جونگ کوک از حرف بی ربط و ناگهانی ا/ت خنده ی تو گلویی کرد ... که فقط جیهوپ متوجهش شد....
.
.
جونگ سو : جونگ سو دیگه اون پسر کوچولو نیست حالا مرد شده ( و مشتشو توی هوا گرفت ) ....آمم اگه ی سوال بپرسم یعنی فوضولی کردم ؟؟
.
.
ا/ت کمی گبج شد و بعدش بپرسی زیر لب گفت .... کنجکاو بود بدونه جونگ سو میخلست ازش چه سوالی بکنه .....
.
.
پیتر هم دوباره رفت توی اتاقش .... چون هنوز خستگی از تنش بیرون نرفته بود ... تصمیم گرفت باز هم بخوابه ...
.
.
جونگ سو : ... تو. با عمو جونگ کوک قهر کردی ؟؟
.
.
ا/ت با ملایمت گفت ...
.
.
ا/ت : چطور مگه ..؟
.
.
جیهوپ که شاهد اونا بود به جونگ سو توپید ...
.
.
جیهوپ : جونگ سو نباید توی زندکی مردم سرک بکشی ....!
.
.
جونگ سو : ببشخید ...اخه ... از وقتی که اومدیم ا/ت یک بار هم با عمو کوک حرف نزده ....عمو کوک هم همینطور .....
.
.
کوک : خب ببین اول که ببشخید نه ببخشید کوچولو........ دوم ... عمو کوک نمیخاد قهر باشه ولی ا/ت جونت باهام قهره ... منم ... که نیدونی تو ناز کشیون زیاد خوب نیستم ( لبخند )
.
.
جونگ سو : ( دستاشو بهم کوبید ) خیب من میخام آتشی تون بدم ..... معلممون بهمون گفته که اگه یکی با اون یکی قهر کرد همو بوس کنن و از هم معذرت خواهی کنن حتی من یکبار ( خنده ی ریز ) یکبار چه هوا رو از لب بوس کردم ( خنده نوخودی )
.
.
با جمله ی اخر پسر جیهوپ جوری گردنشو سمتش چرخوند که صدای جابه جا شدن مهره هاش به وضوح شده شد ....
.
.
برای این که دیروز پارت نژاشتم بببخشیددد😭🫂
https://wisgoon.com/dghyvhhgfg
https://wisgoon.com/989143_7342
این پارت تقدیم به این دو فرشته که دیروز تولدشون بود عشقای من ببخشید که دیروز براتون نذاشتم🩷💗
- ۱۸.۹k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط