{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبران دل می‌برند، اما تو جانم می‌بری

دلبران دل می‌برند، اما تو جانم می‌بری
ناز را افزوده، با نازت توانم می‌بری

سوز دردِ عشق را با غمزه‌های ناز خود
تا ته قلب من و تا استخوانم می‌بری

میزنی چشمک نهانی، جانِ تو! جان خودم!
با تکان پلک خود تا بیکرانم می‌بری

تا که می‌خواهم بگویم راز خود را ناگهان
دست‌های مهربان را بر لبانم می‌بری

می‌کنی ساکت مرا با بوسه‌های بی‌هوا
شعر را با بوسه از رو‌‌ی زبانم می‌بری

تو شبیه دلبران هستی ولی جور دگر
دلبران دل می‌برند، اما تو جانم می‌بری...
دیدگاه ها (۴)

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

یک دم بیا با عاشقان دستی بچـــرخان و بروچرخی بـزن مستی نمـا ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

*به افسون محو کردی شکوه‌های بیکرانم رابهرنوعی که بود ای نوش ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط