{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعــا پیـشکش‌ت بــاد

دعــا پیـشکش‌ت بــاد

آب را در ســراب و
نان را
در کوه قاف گذاشته‌‌ای

دویدن ما هم
برای سود نبود

اتش زده‌ایم خود را
گریز ما
نیاسودن است




#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۲۰)

دسـت بـرداراز این تــازیــانـه زدن‌هــای بی‌ثــمرما همان اسب...

و اگر به اراده من بودبیت آخر غزلی میشدمآنجا که شاعر... معشوق...

و روزی که تو چشمانت را بروی من می‌بستیمرا در پشت پلکهایت دفن...

تاب می‌آورمبا کور سویی از امیــدشاید در انتهای رنجهایمتو... ...

آتش،باد،آب ریشه زد درخاک،نوری،تابناک اولین آینه درجهان اثری ...

چهل روز گذشت پدرمهربانم وجای شما خیلی خالیست

نام رمان :بوی خون عطر عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط