جام شرابی که طعم بوسه به لب داشت

#جام شرابی که طعم بوسه به #لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد...

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

#بدون شرح...

#آمده ام تا تو بسوزانی امخسته از اندازه جنجال هااز گذر سوق ب...

#با توام ای عشق بی انصاف، این انصاف بود!؟رفتنت دست خودت باش...

#شب!قتلگاه خاطره‌های من است. تو منتظر نشسته‌ای به مرگ بیداری...

دکترم حال مرا دید و چنین نسخه نوشت:«اندکی شانه، کمی بوسه، شب...

دست اش را روی صورت او کشید و با لبخند پر از شادی نگاهش کرد ....

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط