نمیدانست جان مرد بند جان اوست آن مهروی دوستداشتنی نم

"نمی‌دانست جان مرد بند جان اوست، آن مه‌روی دوست‌داشتنی نمی‌دانست و وای بر حالش اگر برایش افشا میشد که تار به تار از سپید ابریشمهایش جان پس از جان از جانِ جانانش میگیرد!'
_سرخپوش
دیدگاه ها (۰)

"شاید فکر کنی توی مسیر زندگیت تنها‌ترینی! اما من آخر تموم مس...

"تو ستاره ها رو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی.. و ...

برگرد همه کس من

همه نیاز به وقت دارن حتی ادم های معروف

حجاب عفاف از دیدگاه اندیشمندان ومحققان غربی

oh, sorry! 🪭 :: https://wisgoon.com/p/B2IYLULDKXداستانم را ب...

ازمایشگاه سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط