نمی‌دانست جان مرد بند جان اوست آن مه‌روی دوست‌داشتنی نم

"نمی‌دانست جان مرد بند جان اوست، آن مه‌روی دوست‌داشتنی نم

"نمی‌دانست جان مرد بند جان اوست، آن مه‌روی دوست‌داشتنی نمی‌دانست و وای بر حالش اگر برایش افشا میشد که تار به تار از سپید ابریشمهایش جان پس از جان از جانِ جانانش میگیرد!'
_سرخپوش
دیدگاه ها (۰)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

حل معمای جعبه گلبرگ Petal box puzzle پیتر کانهام، معمار محیط...

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

با نام اهورامزدا. با عشق تمام به دو تیله یه قیری رنگ رو به ر...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱ساعت شش و نیم صبح بود.کارگاه شیرینی‌پز...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۱اتاق آت، دنیایی بود که در آن زما...

موسیقی

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط