{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تو ستاره ها رو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی..

"تو ستاره ها رو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی.. و من به این فکر میکردم که تنها ستاره ی این شهر روبروم ایستاده! ستاره ی چشمهای تو این شهر رو برای من نورانی میکرد)!
دیدگاه ها (۰)

دوسـت داشتنت گنـاه باشـد یا که اشتبـاه،   گناه میکنـم تـو را...

من؟ همان نقاشِ خسته از تیرگی های جهان..و تو؟ همان رنگ آبیِ و...

"شاید فکر کنی توی مسیر زندگیت تنها‌ترینی! اما من آخر تموم مس...

"نمی‌دانست جان مرد بند جان اوست، آن مه‌روی دوست‌داشتنی نمی‌د...

بچه ها حالم خوب نیس... چ کنم؟امشب یاد بدبختیام افتادم و وقتی...

اتاق گریم آرام بود بارون آروم به شیشه های اتاق گریم برخورد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط