{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت سی و هفتم — قبل از دوربین
روز عکسبرداری شانل، ا/ت زودتر از همه نرسید.
برای اولین بار، تیم از قبل آماده بود و او فقط ده دقیقه زودتر وارد شد.
روی میز، چند ساعت، جواهر و نمونه‌های مختلف محصول چیده شده بود.
آرایشگر مشغول آماده‌سازی تیم بود.
عکاس با دستیارش درباره‌ی نور حرف می‌زد. اعضای تیم معرفی‌شان کرد، هرچند معرفی تقریباً لازم نبود.
جونگ‌کوک گفت:
ـ سلام.
ا/ت گفت:
ـ سلام.
ـ فکر کنم قبلاً همدیگه رو دیدیم.
ـ چند بار.
ـ آره.
تمام.
نه دستپاچگی.
نه گفت‌وگوی طولانی.
نه صمیمیت ناگهانی.
فقط دو آدم شناخته‌شده که قرار بود یک روز کاری را کنار هم بگذرانند.
عکاس از آن طرف صدا زد:
ـ آماده‌ایم!
ا/ت بلند شد.
ـ خب.
جونگ‌کوک هم سر تکان داد.
ـ بریم.
و برای اولین بار، جلوی دوربین شانل کنار هم ایستادند.
نه به عنوان دوست.
نه به عنوان چیزی بیشتر.
فقط دو همکار.
فعلاً.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

پارت پایانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط