{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my crazy mafiya

Part8

جعبه کمک اولیه رو هم گذاشتن و رفتن...


رفتم جلو فقط پاهاشو با زنجیر بستم
دستاشو نبستم چون هیچ کاری نمیتونست بکنه،جعبه کمک اولیه رو هم برداشتم رفتم سمتش خواستن به بدنش ضد عفونی بزنم

+بهم دست نزن

به حرفش اهمیت ندادن

+گفتن بهم دست نزدن(داد)

راستش با دادش ترسیدم خیلی عصبی بود

_چته چقدر عصبی
......+
_ببین منم دلم نمیخواد کمکت کنم ولی مجبورن زنده نگهت دارم چون دستوره
+معلومه که همینه

شروع کردم بدنشون زد عفونی کردن
ولی خدایی چه بدنی داشت حیف این بدن که مال روانی مثل اینه

+اگه دید زدنت تموم شد برو اونور
_دید زدن چی.......


ادامه دارد..‌‌‌...

لایک و فالو یادت نره😘
دیدگاه ها (۰)

my crazy mafiya

my crazy mafiya

خون آشام عزیز (93)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط