my crazy mafiya
Part10
تا راز کشید منو هم کشید تو بغلش.....
_چیکار میکنی روانی؟
هیش فقط بخواب
_ولم کن
آنقدر تکون نخور بدنم درد میگیره
دیدم از پهلوش خون میاد اینم که ولم نمیکنه پس دیگه تکون نخوردم
افرین حالا بخواب
_نچ
چرا
_اگه فرار کنی چی؟
زرنگ من اگه میخواستم فرار کنم از اون روز فرار میکردم
به حرفش فکردم دیدم راس میگه برای اون راحت ترین کار کشتن منه
پس دیگه چیزی نگفتم و خوابیدم
با صدای خرف زدن یکی بیدار شدم دیدم سئوجونه
_سئوجون چقدر زود اومدی
٪زود نیومدم ساعت ۸ شبه
_چی؟
+خیلی خوابیدن رو دوست داریاا......
ادامه دارد.....
لایک و فالو یادت نره 😘
تا راز کشید منو هم کشید تو بغلش.....
_چیکار میکنی روانی؟
هیش فقط بخواب
_ولم کن
آنقدر تکون نخور بدنم درد میگیره
دیدم از پهلوش خون میاد اینم که ولم نمیکنه پس دیگه تکون نخوردم
افرین حالا بخواب
_نچ
چرا
_اگه فرار کنی چی؟
زرنگ من اگه میخواستم فرار کنم از اون روز فرار میکردم
به حرفش فکردم دیدم راس میگه برای اون راحت ترین کار کشتن منه
پس دیگه چیزی نگفتم و خوابیدم
با صدای خرف زدن یکی بیدار شدم دیدم سئوجونه
_سئوجون چقدر زود اومدی
٪زود نیومدم ساعت ۸ شبه
_چی؟
+خیلی خوابیدن رو دوست داریاا......
ادامه دارد.....
لایک و فالو یادت نره 😘
- ۲.۵k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط