{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایان یک شبکاری سخت

پایان یک شبکاری سخت

پناه میبرم ب آغوش سرد و هوای مه آلود پاییز (یزد)
نوای بلبل و نجوای گنجشک
❤️دختر جنوبی
دیدگاه ها (۰)

نوشته بود: «اونی که نباید می‌رفت، رفت، دیگه فرقی نداره کی هس...

دلگیری مناز نبود کسی نیستدلگیری من از این بودن های تو خالی ا...

رفتن او، پایان خوش تو بود یا آغاز یک درد بی‌پایان ؟او رفت و ...

نمیشه آدما رو مجبور ب وفاداری کردهیچکس نمیتونه بگهچون من دوس...

ولی باور کنید مرگ ترس نداره،یک بار اتفاق می‌افته و بعدش تموم...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط