huriye-0l
۳۰
پسند
معلم گفت؛
معلم گفت؛
عشق را معنا کن
پسرک جواب داد؛
نمیدانم عشق چیست
اما وقتی مادرم صبح ها لقمه نان و پنیرش
را در کیفم می گذارد
و به دروغ می گوید:
عزیزم بخور، باز هم هست
دلم میلرزد
دروغ مادرم یا شاید لرزش دلم
همان عشق باشد...
دانلود
۱۱.۵k
۲۵ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (
۱
)
من از توچیز زیادی نمیخواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...
وقتی منطق دیوار میکشد و عشق پنجره را باز میکند...روانشناس...
#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجههای طلاییاش را از لای پردهها ...
همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب
سناریو جونگکوک
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش سوم_بلند میشود"من که سیر...
رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد
✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...
Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش میزنم"اگه یکم دیگه مع...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین