{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیم ها، زمستون ها، مادرها، شب ها،

قدیم ها، زمستون ها، مادرها، شب ها،
لباس ها رو پهن میکردن روی بند،
صبح که بیدار میشدن میدیدن برف اومده
تا کمر، لباس ها یخ زده!

اون وقت میاوردن تو اتاق تا یخش باز بشه،
و دوباره خیس خیس رو بخاری خشک‌میکردن
یادش بخیر 😌

آرزوی دیدن یک همچین صحنه ای را براتون دارم
#سلام
دیدگاه ها (۰)

یک دانه کبریت را روشن کن و کف دستت بگذار... می‌سوزاند نه؟ده ...

*‍ بوی یلدا را میشنوی؟🍉🍉🍉انتهای خیابان آذر ...🍁🍁باز هم قرار ...

ای ماه جهانبه یار من میمانی... ‌‌‎‎‎‎‎ ‌‌

کاش دل کندن مثل دل بستن آسان بود‌‌‌‎‎‎‎‎ ‌‌

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁵...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~_ سلام!چند دقیقه با حرف دختر سکوت ا...

Enemys Embrsce [ part ۷ ]

For the first and last time

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط