می گذرد

می گذرد

نخورده نان و ندیده شراب ، می‌گذرد
زمان بدون تو با اضطراب می‌گذرد

پیاده‌ها همه تعظیم می‌کنند به او
سواره‌ای است که پا در رکاب می‌گذرد

‌کنار تو گذر عمر را نمی‌فهمم
ولی جدا از تو در عذاب می‌گذرد

برای تا تو رسیدن چه روزهایی را
گرفته‌ام به حساب و کتاب ، می‌گذرد

بگیر دست مرا و از آب بیرون کن
که کم کم از سر و روی من آب می‌گذرد
‌
خوشم که حال مرا بار بار می‌پرسی
ولی دروغ چه گویم ؟ خراب می‌گذرد

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۶)

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

part 76وقتی چراغو روشن کرد دید که در و دیوار پوسیده و همه جا...

رمان انتقام ازدواج کامل

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

❤️ℒѺ✔️∃چین و چروک؛ پیر شدنم در اثر داغ و فراق عزیزان نقش بست وگرنه ربطی به گذر عمر نداشت ? 🗣ilam.mehran13999 🗣ℒѺ✔️∃❤️

🍁حالم خراب می گذرد🍁

نخورده می چه داند شراب یعنی چهندیده آب چه داند سراب یعنی چه؛...

نخورده می ، چه داند شراب یعنی چه ! ندیده آب، چه داند سراب ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط