{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع

#پارت ۱
تازه صبح شده بود و ساعت ۶و نیم بود و داشتم روتین پوستیم رو انجام میدادم که بعدش برم صبحونه ام رو بخورم که گوشیم رو تخت زنگ خورد رفتم تا قطع نشده برش دارم ولی یه چیزی دیدم که باورم نمی شد
میرا بود 😶
این وقت صبح ؟ میرا زنگ زده به من ؟
باورم نمیشد
در هر صورت جواب دادم .
+الو ؟
-الوووووو سلاااام دختر ، چه خبراااااا ، داری چیکار میکنی ،
+خبری از ما نیس فقط مثل همیشه داشتم روتین ام رو انجام میدادم بعد تو زنگ زدی . تعجب کردم وقتی دیدم این وقط صبح زنگ زدی
-خب حالا که زنگ زدم گوش کن ببین چی میگم . من تا ۱ ساعت دیگه خونه تو ام با خودمم یه چند تا لباس با خودم میارم ببینم کدوم خوشگل تره برات .
+چی؟ این وقت صبح کجا میخای بیای؟ من هنوز صبحونه ام رو نخوردم . لباس چی چرا قسطی حرف میزنی قراره بریم جایی؟
-اره خودشم یه جای خووووبببببب (با خوشحالی)
کههه تو دوست نداری (با ناراحتی)
+نگو که پ...
-ااارههه همونی که فک میکنی . (بازم با ناراحتی )
+پارتی؟ واقعا ؟ فکر میکنی من قراره بیام ؟عجب فکر و خیالی داری میرا
-بابا فقط یه شبه دیگه اذیت نکن .

The End🧸
دیدگاه ها (۱۰)

ادامه

سلام پچه هاااا (بیاید کپشن کارتون دارم)

پارت خلاصه

سلام شخصیت های فیک قمار عشق

ازدواج اجباری پارت 22فلش بک به فرد صبح ویو لوسی ✨ پاشدم و رف...

Love HARD

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط