{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BEYOND THE SPOTLIGHT

PART:3

چند دقیقه بعد، در بخش دیگری از سئول، چراغ قرمز بالای درِ استودیو روشن بود.

هوای داخل اتاق ضبط بوی فلز گرمِ تجهیزات و قهوه‌ی نیمه‌سرد می‌داد. صدای بیس آرامی از هدفون‌ها نشت می‌کرد و در سکوت اتاق می‌پیچید.

کیم تهیونگ پشت میکروفن ایستاده بود؛ هدفون بزرگ روی گوش‌هایش، یک دست در جیب شلوار مشکی و دست دیگر آرام دور پایه‌ی میکروفن حلقه شده بود. چشم‌هایش نیمه‌بسته بود، انگار سعی می‌کرد آخرین نت را دقیق همان‌طور که در ذهنش می‌شنود بیرون بکشد.

از پشت شیشه‌ی ضخیم استودیو، چند نفر از اعضای تیم تولید به صفحه‌ی میکس خیره شده بودند. اما کمی دورتر از آن‌ها، مردی با کت تیره گوشی تلفن را آرام از کنار گوشش پایین آورد...مدیر برنامه‌ی تهیونگ.

او برای لحظه‌ای به صفحه‌ی خاموش گوشی نگاه کرد، بعد آه کوتاهی کشید و زیر لب گفت. «شروع شد.»

کنارش یکی از کارکنان تیم مارکتینگ بیگ‌هیت ایستاده بود. ابروهایش کمی بالا رفت. «قبول کردن؟»

مدیر برنامه سرش را کمی کج کرد. «نه هنوز. فقط گفتن جلسه مقدماتی می‌ذارن.»

او نگاه کوتاهی به داخل اتاق ضبط انداخت؛ جایی که تهیونگ هنوز پشت میکروفن ایستاده بود و انگار هیچ چیز از دنیای بیرون برایش وجود نداشت.

مرد آرام ادامه داد. «فعلاً چیزی بهش نمی‌گیم.»

کارمند مارکتینگ آهسته پرسید. «فکر می‌کنی قبول کنه؟ می‌دونی که معمولاً قرارداد برندها رو رد می‌کنه.»

مدیر برنامه لبخند محوی زد. نگاهش هنوز روی تهیونگ بود. «برای همین اول خودم تماس گرفتم.»

در همان لحظه چراغ قرمز استودیو خاموش شد و در باز شد.

تهیونگ هدفون را از روی گوشش برداشت و موهای تیره‌اش کمی روی پیشانی افتاد. نگاهش بین افراد اتاق چرخید. «چطور بود؟»

یکی از تهیه‌کننده‌ها با هیجان گفت. «تیک عالی بود.»

تهیونگ نفس کوتاهی کشید و بطری آب روی میز را برداشت. در حالی که جرعه‌ای می‌نوشید گفت. «پس بریم برای یکی دیگه.»

تهیه‌کننده پشت میز میکس گفت: «پنج دقیقه استراحت. بعدش یه برداشت دیگه می‌گیریم.»

تهیونگ سر تکان داد و به سمت مبل گوشه‌ی استودیو رفت. روی آن نشست و آرنج‌هایش را روی زانوها گذاشت.

همان موقع مدیر برنامه‌اش جلو آمد. چند لحظه ساکت ایستاد، انگار داشت جمله‌اش را در ذهن مرتب می‌کرد.

«قبل از اینکه برگردی داخل… یه موضوع کاری هست.»

تهیونگ بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، در بطری آب را بست. «اگر یکی دیگه از اون قراردادهای تبلیغاتی باشه، جوابم همونه.»

مدیر برنامه لبخند کوتاهی زد. «می‌دونم.»

چند قدم جلوتر آمد و کنار میز ایستاد. «ولی این یکی یه کم فرق داره.»

حالا تهیونگ سرش را بالا آورد. نگاه آرام اما کنجکاوش روی او ثابت ماند. «فرقش چیه؟»

مدیر برنامه گوشی‌اش را بیرون آورد و صفحه را به سمت او گرفت. روی صفحه عکس واضحی از همان شب بعد از اجرا بود؛ فلش دوربین‌ها، جمعیت خبرنگارها… و کت چرمی قرمزی که روی شانه‌های تهیونگ افتاده بود.

تهیونگ یک نگاه کوتاه به تصویر انداخت. «خب؟»

مدیر برنامه گفت: «این عکس سه شب پیش گرفته شده. امروز صبح اسم اون کت ترند شده.»

ابروهای تهیونگ کمی بالا رفت، اما چیزی نگفت.

مرد ادامه داد: «برندش تقریباً کل موجودی رو فروخته.»

تهیونگ بطری را آرام روی میز چرخاند. «خوش به حالشون.»

مدیر برنامه این بار مستقیم گفت: «اسم برند کایلسه.»

چند ثانیه سکوت میانشان افتاد.

بعد او اضافه کرد: «و امروز باهاشون تماس گرفتم.»

تهیونگ سرش را کمی کج کرد. نگاهش تیزتر شد. «بدون اینکه از من بپرسی؟»

مدیر برنامه شانه‌ای بالا انداخت. «فقط برای یه جلسه.»

تهیونگ چند لحظه به عکس روی گوشی خیره ماند. انگار داشت چیزی را در ذهنش وزن می‌کرد.

«طراحش کیه؟»

مدیر برنامه جواب داد: «کالیستا کین.»

سکوت کوتاهی در اتاق نشست.

تهیونگ بطری آب را برداشت، دوباره جرعه‌ای نوشید و بعد آرام گفت: «اسمش رو شنیدم.»

نگاهش دوباره به مدیر برنامه برگشت.

«جلسه کیه؟»


#taheyung #kimtaehyung #kim_taehyung # #bts #بی_تی_اس #وانشات #وانشات_بی_تی_اس #فیکشن #فیکشن_تهیونگ #وانشات_تهیونگ #فنفیکشن #کازینو #casino
دیدگاه ها (۱۲)

BEYOND THE SPOTLIGHT

PART:5کالیستا قبل از ورود، خیلی کوتاه نفسی کشید؛ نه از استرس...

PART;2کالیستا بار دیگر نگاهش را روی متن ایمیل لغزاند و انگشت...

BEYOND THE SPOTLIGHT

BEYOND THE SPOTLIGHT

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط