{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود
نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود
عکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود
دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف
گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود
بر لب لرزان من فریاد دل خاموش شد
آخر آن تنها امید جان من تنها نبود
جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ
آگه از درد دلم زآن عشق جانفرسا نبود
ای نداده خوشه ای زآن خرمن زیبایی ام
تا نبودی در کنارم زندگی زیبا نبود

┄┅┄┅✶𖤐⃟♥️✶┄┅┄
دیدگاه ها (۱)

باتو چ کنم عرفان طهماسبی بنظرم ورژن بندری این اهنگ خیلی قشن...

به خاطره هایت بگو شبها ،دست از سرم بردارندمن برای دیدن « تو ...

من تو را کاملا عامدانه و متعمدانه مرتکب شدم اگر ننگی، بنازم ...

لعينيك أنا دائما أقرأ هذه الآية : (الملجأ لإله الفجر) من لدغ...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ دور از نشاط هستی و غوغای زندگی،دل با...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط