{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جواني جان گرگت رابگير!

در جواني جان گرگت رابگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري ، گركه باشي همچو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
 
مردمان گر يكديگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما ورهبرند
اين كه انسان هست اين سان دردمند
گرگ ها فرمانروائي مي كنند،
وآن ستمكاران كه با هم محرم اند
گرگ هاشان اشنايان هم اند
گرگ ها همراه وانسان ها غريب
باكه بايد گفت اينحال عجيب؟....
دیدگاه ها (۰)

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

گفت دانائي كه:گرگي خيره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!لاجرم جا...

در جوانی جان گرگت را بگیر وای اگر این گرگ گردد با تو پیر!روز...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... هر...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط