{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑

اِریا چند لحظه به جونگکوک خیره موند.

ـ «پس چرا باید دنبال اون فایل باشن؟»

جونگکوک جواب نداد.

صدای تهیونگ دوباره از بی‌سیم اومد:

ـ «یه چیز دیگه هم هست.»

جونگکوک دکمه رو زد.

ـ «بگو.»

ـ «فایل قبل از اینکه پاک بشه، یه اسم توش ثبت شده.»

اِریا پرسید:

ـ «چه اسمی؟»

تهیونگ مکث کرد.

ـ «اسم جونگکوک.»

سکوت.

جونگکوک نگاهش رو پایین انداخت.

اِریا آهسته گفت:

ـ «یعنی تو...»

ـ «نمی‌دونم.»

ـ «ولی فایل مربوط به توئه.»

جونگکوک پوزخند خیلی کمرنگی زد.

ـ «ظاهراً گذشته‌م بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم دردسر داره.»

اِریا نزدیک‌تر شد.

ـ «چی یادت اومد؟»

جونگکوک چند ثانیه ساکت موند.

ـ «یه اتاق.»

ـ «چه اتاقی؟»

ـ «یه اتاق سفید... یه میز... چندتا مانیتور.»

تهیونگ از بی‌سیم گفت:

ـ «ادامه بده.»

جونگکوک چشم‌هاش رو بست.

ـ «یه مرد روبه‌روم نشسته بود.»

اِریا پرسید:

ـ «کِین؟»

ـ «نه.»

جونگکوک چشم‌هاش رو باز کرد.

ـ «یه نفر دیگه.»

همون لحظه یکی از بادیگاردها با عجله به سمتشون اومد.

ـ «رئیس!»

اِریا برگشت.

ـ «چی شده؟»

مرد نفس‌نفس می‌زد.

ـ «یکی از ماشین‌های مهاجما پیدا شده.»

ـ «کجا؟»

ـ «جلوی انبار قدیمی.»

جونگکوک فوراً به اِریا نگاه کرد.

همون انباری که توی نقشه دیده بودن.

پوزخند برگشت روی لبش.

ـ «فکر کنم دعوت‌نامه‌مون رو پیدا کردیم.»

اِریا اسلحه‌ش رو برداشت.

ـ «بریم.»

تهیونگ از بی‌سیم فریاد زد:

ـ «منم میام!»

جونگکوک جواب داد:

ـ «تو بمون و سیستم رو بررسی کن.»

ـ «ولی-»

ـ «تهیونگ.»

ـ «باشه بابا!»

اِریا و جونگکوک به سمت خروجی حرکت کردن.

اما هیچ‌کدوم نمی‌دونستن داخل اون انبار، چیزی منتظرشونه که می‌تونه اولین تکه‌ی واقعی گذشته‌ی جونگکوک رو آشکار کنه.

ادامه دارد...

#behind the mask
دیدگاه ها (۱)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗ویو جونگکوکاتاق ساکت بود.تهیونگ روی صند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط