وایی بچه ها من اون روز نشستم اونقدر درس خوندم تا ساعت ص

وایی بچه ها من اون روز نشستم اونقدر درس خوندم تا ساعت ۹ صبح خوندم گفتم فوقش زنگ هدیه نمیرم بعد رفتم مدرسه با مامانم معاونمون گفت اگه خواستی میتونی بری اخه چهارشنبه به ما گفتن شنبه زنگ اول فقط هدیه بیارید بعدش اردوی مدرسه یکدفعه جمعه ساعت ۱۲ معاونمون گفت نه باید همه باشن برنامه هم کامل بیارید من رفتم سر کلاس به امید دوستم که اون هم نیومد معلم علومم کل رفت سر کلاس نیومد ۲ زنگ زبان داشتیم که فقط درس خوندم
دیدگاه ها (۲)

درست به سنی نرسیدم که بخوام نصیحت کنم ولی این رو میگم که:(هی...

بچه ها بهتون گفته بودم که عموم اینا خونمون بعد این دختر عموم...

🙃🥺

🥹ناموس برام دعا کنید از این بیشتر ریده نشه تو حالم امتحان ها...

سلوم چه خبر از مدرسه وای ما از همین اول هفته داستان داشتیم ا...

برادرای هایتانی پارت ۱

برادرای هایتانی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط