{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان... دهان باز کرد و همه چیز را بلعید

دیدگاه ها (۰)

چیزی در سینه ماند و دیگر برنگشت

وقتی نیومده... میری

خوابی نزدیک تر بیداری

بقا... جایزه ی آخره

و تاریکی بی آنکه اجازه بگیرد وارد شد

پایان بی مقدمه روی صحنه آمد

درد... همان جا ایستاد که تو رفتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط