یار دور از سرزمینم

یار دور از سرزمینم
صداتو ازم دور نکن
حس وعطش این عشقه
برای کنار تو بودن منم تحریک میکنه
خیلی وقته محکوم به عهد وقول خودم
خیلی وقته مطمعنم.
تو مال منی و من مال تو
چه بکنم که لرم و وارث آریو وبرزنم
غم مخور چشم من
اگر مرده هم باشم میام کنارت
بتراشید پیکرم را
با سنگ قرمز مرمری
یک دستور به پهلو بخوابانید
تا از بدنم خون بریزد💔😔💔
دیدگاه ها (۱)

روزگاریست در این کوچه گرفتار توامبا خبر باش که در حسرت دیدار...

چنون غم ری دلم سنگینه مردمزدست روزگار رنجور دردمگفتم ای غم ی...

دیه م نه ونه مام نه توری ساوهچشمان من ای نهال تازه ی منپ ژار...

دو دل ام اول خط نام خدا بنویسمیا که رندی کنم و نام تو را بنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط