قدیمترا رسم دنیا این نبود

قدیم‌ترا رسم دنیا این نبود؛
شبا به عشق این می‌خوابیدیم
که زودتر صبح‌شه

هر وقت گشنه بودیم غذا می‌خوردیم
هر جا خسته می‌شدیم می‌خوابیدیم
تا دلمون می‌گرفت گریه می‌کردیم

هیچی وقت نداشت ...
زمان یه گوشه نشسته بود و
تماشامون می‌کرد...
شایدم منتظر بود که قد بکشیم
و بهمون بگه بسه...
حالا شماها بشینید و تماشام کنید ...!
دیدگاه ها (۱)

با صدا ببینید👏🌿🍀باید چیزی نمی‌پرسیدیم، باید چیزی نمی‌دانستیم...

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که:تو را انتخاب کند نه امتحان...تو...

خوشبختی اون‌چیزی نیست که‌ بقیه از بیرون ‌میبینن !خوشبختی تو‌...

هیچ کس اونقدرکه تو به خودت فکر میکنی،به تو فکر نمیکنه ...!در...

سرجوخه1Part ⁵این دفعه هیونجین دهن باز کرد: حق نداری بری تو ا...

من و ملاقات با BTSpart «1۰»فردا صبح که چشمامو باز کردم دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط