بهترین شعر برای بی تی اس واقعا
بهترین شعر برای بی تی اس واقعا
هفتگانههای روشنِ راهِ دور، برگشتید
بعدِ فصلی از عبورِ باد و طوفان،
بعدِ روزی که نبودِتان
سایه انداخت روی ستونِ هر خیابان.
شما که رفته بودید
تا جهان، طعمِ توانایی را بچشد،
تا بفهمد
قله یعنی اراده،
پیروزی یعنی نامِ شما،
و مسیر یعنی ردّ پای قدمهایی
که هیچ سنگی نتوانست متوقفشان کند.
هفت نفر
نه فقط یک عدد؛
یک افسانه،
یک ستونِ نور،
یک حلقهی پُرغرور
که هر کدامتان
وزنی برابر یک داستانِ ناتمام داشت.
شما برگشتید
و شهر دوباره نفس کشید.
کوچهها،
نامهای شما را زمزمه کردند،
درختها قامت راست کردند،
وحتی آفتاب،
اندازهی چند سایه روشنتر شد.
بازگشتتان
چشمهای خاموش را روشن کرد،
گامهای کند را تند کرد،
و دلهایی که خسته بودند
یادشان افتاد
که هنوز میشود ایستاد،
هنوز میشود جنگید،
هنوز میشود ساخت.
هفت ستارهی بیغروب
از هفت سوی آسمان آمدید
و دور هم نشستید
مثل هفت پارهی یک خورشید؛
گرم،
یکدست،
درخشان.
از سفر گفتید
از سختیهایی که زمین را خم میکرد
اما شما را نه،
از لحظههایی که میشد شکست،
اما انتخاب کردید
که محکمتر شوید.
و حالا که برگشتهاید
خانه، خانهتر است
سرزمین، زندهتر است
و ما
مطمئنتر از همیشهایم
که آینده
وقتی از دستان شما رد شود
دیگر هیچوقت معمولی نخواهد بود.
خوش آمدید
هفت بهترینِ همیشه
هفت دلیلِ لبخند
هفت روایتِ امید
هفت چراغ
برای شبهایی که در پیش است.
بازگشتتان مبارک
و راههای بعدیتان
پُر از طلوع
پُر از پیروزی
پُر از قدمهایی باشد
که جهان را
بهتر از قبل کنند.
هفتگانههای روشنِ راهِ دور، برگشتید
بعدِ فصلی از عبورِ باد و طوفان،
بعدِ روزی که نبودِتان
سایه انداخت روی ستونِ هر خیابان.
شما که رفته بودید
تا جهان، طعمِ توانایی را بچشد،
تا بفهمد
قله یعنی اراده،
پیروزی یعنی نامِ شما،
و مسیر یعنی ردّ پای قدمهایی
که هیچ سنگی نتوانست متوقفشان کند.
هفت نفر
نه فقط یک عدد؛
یک افسانه،
یک ستونِ نور،
یک حلقهی پُرغرور
که هر کدامتان
وزنی برابر یک داستانِ ناتمام داشت.
شما برگشتید
و شهر دوباره نفس کشید.
کوچهها،
نامهای شما را زمزمه کردند،
درختها قامت راست کردند،
وحتی آفتاب،
اندازهی چند سایه روشنتر شد.
بازگشتتان
چشمهای خاموش را روشن کرد،
گامهای کند را تند کرد،
و دلهایی که خسته بودند
یادشان افتاد
که هنوز میشود ایستاد،
هنوز میشود جنگید،
هنوز میشود ساخت.
هفت ستارهی بیغروب
از هفت سوی آسمان آمدید
و دور هم نشستید
مثل هفت پارهی یک خورشید؛
گرم،
یکدست،
درخشان.
از سفر گفتید
از سختیهایی که زمین را خم میکرد
اما شما را نه،
از لحظههایی که میشد شکست،
اما انتخاب کردید
که محکمتر شوید.
و حالا که برگشتهاید
خانه، خانهتر است
سرزمین، زندهتر است
و ما
مطمئنتر از همیشهایم
که آینده
وقتی از دستان شما رد شود
دیگر هیچوقت معمولی نخواهد بود.
خوش آمدید
هفت بهترینِ همیشه
هفت دلیلِ لبخند
هفت روایتِ امید
هفت چراغ
برای شبهایی که در پیش است.
بازگشتتان مبارک
و راههای بعدیتان
پُر از طلوع
پُر از پیروزی
پُر از قدمهایی باشد
که جهان را
بهتر از قبل کنند.
- ۱.۷k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط