دختر بد (سناریو فیک جواهر بخش ای)
p8
با صدای سوراخ شدن در بیدار شدم
کیفر عر زد : بدو دیرمون شددد
عین سیخ نشستم
گفتم : الان میامم
گفت : منتظرماا
گفتم : ببخشید الان حاضر میشم
سریع لباسمو پوشیدم
کیفمو چیدم و گوشیم و انداختم و کیفم
وقت برای بستن کراوات نداشتم
سریع در اتاق رو باز کردم دیدم کیفر توی اتاق روبه رویی داشت لباس عوض میکرد
درسته که من به بدون پیرهن دیدن پسرا عادت دارم (نویسنده : وقتی توی بخش ای هستی اینا عادی میشه فرزندم) ولی تاحالا با یه پسر لخت تنها نبودم !!
خداروشکر شلوارش تنش بود
قرمز شدم گفتم : من میرم سریع بیا
خندید گفت : بهت نمیخورد خجالتی باشی
گفتم : خجالتی نیستمممم
سریع از خونه زدم بیرون
کیفر با عجله اومد
گفت : سوار ماشین شو بریم
گفتم : باش
سوار شدیم و رفتیم
*چند ساعت بعد سر کلاس
معلم داشت دونه دونه بچه ها رو صدا میزد تا جواب سوال هارو بدن ولی هیچکدوم بلد نبودن ، با کیفر داشتیم بهشون میخندیدیم که یهو معلم گفت : جاسپر جین فرناندز ماریانو
گفتم : فرناندزز؟با آریس فرناندز نسبتی داری؟
برگشت با تعجب گفت : آره خوب
کیفر گفت چه نسبتی باهاش داری؟
گفت : پسرخاله مه
دندونامو به هم فشار دادم
اعصابم خورد شده بود
پس تو دختر خاله آریسی ؟
آریس که به من خیانت کرد
نگاهم به کیفر افتاد
کیفر از من عصبی تر به جی زل زده بود
همدرد بودیم
دستشو گرفتم
روی یه کاغذ براش نوشتم :
بعد کلاس باهم حرف میزنیم ، یه نقشه دارم
آروم به نشونه تایید سرشو تکون داد
دستشو کشید
یوری گفت : چرا دستشو گرفتی ؟
گفتم : الان هم من هم اون عصبی هستیم و اصلا حوصله احمق بازیهای تورو نداریم
گفت : اگه دوباره برید تو رابطه باز ازون اتفاق می افته...
گفتم : ما قرار نیست باهم رابطه داشته باشیم
گفت : ولی همه ش با اون میپری حتی رفتی خونه ش موندی
گفتم : ما فقط دوستیم ، دوست صمیمی
گفت : باهاش دوست هم نباش
گفتم : چشم ارباب امر دیگه نباشه؟
چشم غره رفت
...
با صدای سوراخ شدن در بیدار شدم
کیفر عر زد : بدو دیرمون شددد
عین سیخ نشستم
گفتم : الان میامم
گفت : منتظرماا
گفتم : ببخشید الان حاضر میشم
سریع لباسمو پوشیدم
کیفمو چیدم و گوشیم و انداختم و کیفم
وقت برای بستن کراوات نداشتم
سریع در اتاق رو باز کردم دیدم کیفر توی اتاق روبه رویی داشت لباس عوض میکرد
درسته که من به بدون پیرهن دیدن پسرا عادت دارم (نویسنده : وقتی توی بخش ای هستی اینا عادی میشه فرزندم) ولی تاحالا با یه پسر لخت تنها نبودم !!
خداروشکر شلوارش تنش بود
قرمز شدم گفتم : من میرم سریع بیا
خندید گفت : بهت نمیخورد خجالتی باشی
گفتم : خجالتی نیستمممم
سریع از خونه زدم بیرون
کیفر با عجله اومد
گفت : سوار ماشین شو بریم
گفتم : باش
سوار شدیم و رفتیم
*چند ساعت بعد سر کلاس
معلم داشت دونه دونه بچه ها رو صدا میزد تا جواب سوال هارو بدن ولی هیچکدوم بلد نبودن ، با کیفر داشتیم بهشون میخندیدیم که یهو معلم گفت : جاسپر جین فرناندز ماریانو
گفتم : فرناندزز؟با آریس فرناندز نسبتی داری؟
برگشت با تعجب گفت : آره خوب
کیفر گفت چه نسبتی باهاش داری؟
گفت : پسرخاله مه
دندونامو به هم فشار دادم
اعصابم خورد شده بود
پس تو دختر خاله آریسی ؟
آریس که به من خیانت کرد
نگاهم به کیفر افتاد
کیفر از من عصبی تر به جی زل زده بود
همدرد بودیم
دستشو گرفتم
روی یه کاغذ براش نوشتم :
بعد کلاس باهم حرف میزنیم ، یه نقشه دارم
آروم به نشونه تایید سرشو تکون داد
دستشو کشید
یوری گفت : چرا دستشو گرفتی ؟
گفتم : الان هم من هم اون عصبی هستیم و اصلا حوصله احمق بازیهای تورو نداریم
گفت : اگه دوباره برید تو رابطه باز ازون اتفاق می افته...
گفتم : ما قرار نیست باهم رابطه داشته باشیم
گفت : ولی همه ش با اون میپری حتی رفتی خونه ش موندی
گفتم : ما فقط دوستیم ، دوست صمیمی
گفت : باهاش دوست هم نباش
گفتم : چشم ارباب امر دیگه نباشه؟
چشم غره رفت
...
- ۵۲۴
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط