شروع رمان part 1
شروع رمان part 1
سلام من ات هستم من از یک خانواده های ثروتمند کره هستم من برای یکسری از مشکلات خانوادگی ازشون خوشم نمیاد و من الان ۲۳ سالمه نویسنده=بریم سراغ داستان .
یک روز تو داشتی از یک مرکز خرید خرید وسایل خونه میکردی که یکدفعه یکی از گرون ترین وسایل مغازه که بالای ۱۱ میلیارد ارزش داشت رو انداختی زمین . نکته : مادر ات از پدر ات جدا شده و میخواد ازدواج هم بکنه.
بعد از اینکه افتاد و شکست دیدم که ۷ تا پسر وارد مغازه شدن و منو دیدن و سریع اومدن پیشم . یک نکته دیگه اینه که ات از پدرش بدش میاد و عاشق مادرشه. بعد یکی از اون هفت تا پسر اومد جلو هزینه اش رو داد
...........
سلام من ات هستم من از یک خانواده های ثروتمند کره هستم من برای یکسری از مشکلات خانوادگی ازشون خوشم نمیاد و من الان ۲۳ سالمه نویسنده=بریم سراغ داستان .
یک روز تو داشتی از یک مرکز خرید خرید وسایل خونه میکردی که یکدفعه یکی از گرون ترین وسایل مغازه که بالای ۱۱ میلیارد ارزش داشت رو انداختی زمین . نکته : مادر ات از پدر ات جدا شده و میخواد ازدواج هم بکنه.
بعد از اینکه افتاد و شکست دیدم که ۷ تا پسر وارد مغازه شدن و منو دیدن و سریع اومدن پیشم . یک نکته دیگه اینه که ات از پدرش بدش میاد و عاشق مادرشه. بعد یکی از اون هفت تا پسر اومد جلو هزینه اش رو داد
...........
- ۳۶۵
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط