{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Thirsty for touch

Thirsty for touch
Pt 5
پای ته لیز خورد و به پشت افتاد جیمین هم افتاد روش ولی دستشو سریع برد زیر سرش تا آسیب نبینه. تو یه لحظه لباشون خورد به هم. جفتشون خشکشون زده بود که متوجه صدای خنده ی کوک شدن.
_هه هه هه هه واییییی تهیونگگگگگ
=به چی میخندیییی یاروو؟
_به شما دوتا.
=جیمین بلند میشی از روم؟
+آعع باشه. آسیب ندیدی که؟
=نه. ممنون که دستتو بردی زیر سرم. ولی دستت زخم شد کشیده شد به زمین.
+امم... مهم نی. انقدر بدنم پر زخمه که اینا برام هیچیه.
_خب؟ چخبر؟
=هیچی. این میسو رو اخراج کن. خیلی فضولی میکنه.
_باشه. جیمین تو خوبی؟
+مرسی. ممنون.
=میاین بریم قهوه بخوریم؟
_آره. جیمین تو هم میای؟
+امممم. مزاحمت نباشه.
=نبابا بیا.
رفتن نشستن رو مبل های داخل حیاط. قهوه ها رو آوردن. جیمین داشت میخورد که کوک گفت:
_جیمین امشب احتمالا یه بوی فرند پیدا کنی.
جیمین یهو قهوه ی داخل دهنش تو گلوش گیر کرد که نزدیک بود خفه شه که تهیونگ زد پشتش.
+چ..چ..چیی؟
_دوست پسر نمیخای؟
+نه.
=وایی بیخیال کوک.
_باش ببخشید.
+خب. کی مهموناتون میان؟
_ ساعت 8.الان ساعت شیشه.
=کوک تا کی میمونن؟
_چیه؟ دلت میخا برن که بریم تو اتاق و....
=عه عه عه. چی میگی.
+هه هه(خنده) وایی خدا کوک خیلی رکی.
_آره. آی نو😈
+امشب که سانگ وو نمیاد؟
=نه. دعوت نی. یسری دوستای قدیمیمون و اعضای شرکتمون و مافیاهای دیگه هستن.
+خیالم راحت شد. امیدوارم سریع بره.
_انقد از اینجا و ما خسته شدی که میخای بری؟
+این چه حرفیه. منکه نمیتونم مزاحمتون باشم.
=خب جیمین. من و کوک تصمیم گرفتیم بزاریم بمونی.
+ببخشید ولی نمیتونم.
_اشکال نداره. تو جایی برا رفتن نداری پس میمونی.
+هوفف باشه. مرسی.

خلاصه این دو ساعت هم گذشت و مهمونا کم کم داشتن میومدن.(استایل ویمینکوک رو میزارم اسلاید دو. اگه نزاشتم بگید بزارم)
کوک و ته جلوی در ایستاده بودنو خوشامد گویی میکردن. جیمین هم راهنماییشون میکرد. بعد یه ربع حیاط عمارت شلوغ شد. کوک و ته رفتن یه گوشه. جیمین هم با یه نفر گرم گرفته بود و حرف میزد.
_ته؟ اون کیه جیمین باهاش حرف میزنه؟
=فک کنم کیم ساجون هستش.
_پسر دادستان؟
=آره. چرا مگه چی شده؟
_دلم نمیخا با هرکسی گرم بگیره.
=اووو سرش غیرتی شدی؟
_تروخدا اذیتم نکن.
=نه کاری ندارم. منم ازش خوشم اومده. دیروز که رفتم برا نهار صداش کنم بدن لخ. تشو دیدم. بدنش سفید و پر تتو بود. یه لحظه خشکم زد.
_واقعا؟ منم دوسش دارم. میخای بیاریمش بین خودمون؟
=منظورت چیه؟
_ینی مال خودمون بکنیمش.
=هوممم. خوبه. ولی انقد بش تج.اوز شده که فک کنم بترسه.
_یواش یواش نزدیکش میشیم. حالا هم بیا بریم پیش بقیه.
کوک و ته رفتن پیش یکی از مافیاها. داشتن حرف میزدن که متوجه شدن ساجون.........
ادامه دارد......
دیدگاه ها (۳۱)

Thirsty for touch Pt 6کوک و ته رفتن پیش یکی از مافیاها. داشت...

Thirsty for touch Pt 7٪ اوییی جیمینننننن. شما دوتا. عوضیا به...

Thirsty for touch Pt 4. صندلی رو گزاشت جلوی آفتاب و خابید رو...

Thirsty for touch Pt 3=خب ؟ میشنوم+خب من.. پارک جیمین هستم. ...

در چنگ عشق

درچنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط