ستارهی چشمهای تو این شهر رو کازابلانکای من میکرد

ستاره‌ی چشمهای تو این شهر رو کازابلانکای من میکرد .
دیدگاه ها (۸)

حکایت رفاقت دیرینهٔ من با تو حکایت قهوه‌‌ایست ، که امروز با ...

نبودی و ندیدی عزیزکرده...من برای از دست ندادنت حتی وقتی نداش...

اگه لبخند بزنی،قول میدم شادتر زندگی کنم .

و اماااا ستاره ی مورد علاقه ی من!!ستاره س آنتارسقدر ظاهریش ب...

بازنشرش کنید

دیگه نوری نیست تو این شبام...ستاره نی برام خستم از آدما از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط