{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گویی صبح، بسیار دور است، بسیار دور و دستت به روشنایی آن نمی‌رسد.
چشمانت غرق ستاره‌های شب می‌شود
و به گریه می‌افتد آسمان جهانت.
می‌دانم، می‌دانم تو نیز دلتنگی.
دلتنگ روزنه‌ی نوری از قلب آسمان
و لمسِ گرمای آفتاب و باران اولِ صبح،
دلتنگ کسی که تمام بهانه‌ی دلتنگی‌ات از اوست.
ستاره‌های جهانت را
در آغوش گرفته‌ای و برایشان لالایی می‌خوانی:

«شب غم تو نیز بگذرد...»

شب می‌گذرد و روز،
آدم دیگری خواهی شد...


#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

از پسِ شیشه تو را می بینم که گرفتی مرا در برِ خویش ...#خاصتر...

وابلیس،از آنگونه نیست که در تصور توست،ابلیس زخم خورده عشق اس...

دوستان عزیز بیایید برای شفای مریضها وشفای دوست عزیزمون بعد پ...

کنج دنجی گزیده ام "که مپرس"آسمان را به خانه آوردم ،غرق دریای...

...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹¹ مادربزرگ : الان می گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط