زمستان را بنگر

زمستان را بنگر
چه بی صدا از درد خود مینالد...
نه گریه زاری میکند
نه های و هوی دارد
اما در دلش قلبی محزون دارد
من هم زمستان بودم...
هنوز هم هستم
یی صدا گوشه ای، به تماشای جهان نشستم
برنمی آید کاری ز من
جز صبر و امید و تظاهر به خوب بودن هایم♡ᵕ̈
دیدگاه ها (۰)

🍃🌺🍃امروز خدا را صدا بزنو گلایه ها و تلخی ها رابسپار به نسیم ...

یه داستانیم بود که ماهی به آب میگه دوستت دارم آب میگه ولی من...

عاشقانه زندگی

آرزو میکنم که وقتی پیر شدمصبح‌ها به جای عصادنبال دستهای تو ب...

دیدار دوباره..[p1]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط