زمستان را بنگر
زمستان را بنگر
چه بی صدا از درد خود مینالد...
نه گریه زاری میکند
نه های و هوی دارد
اما در دلش قلبی محزون دارد
من هم زمستان بودم...
هنوز هم هستم
یی صدا گوشه ای، به تماشای جهان نشستم
برنمی آید کاری ز من
جز صبر و امید و تظاهر به خوب بودن هایم♡ᵕ̈
چه بی صدا از درد خود مینالد...
نه گریه زاری میکند
نه های و هوی دارد
اما در دلش قلبی محزون دارد
من هم زمستان بودم...
هنوز هم هستم
یی صدا گوشه ای، به تماشای جهان نشستم
برنمی آید کاری ز من
جز صبر و امید و تظاهر به خوب بودن هایم♡ᵕ̈
- ۲.۸k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط