{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیتونستم از رفتن منصرفش کنم

+ نمی‌تونستم از رفتن منصرفش کنم
- پس چی کار کردی؟
+ نشستم کنار دریچه، سیگارم رو روشن کردم و رفتنش رو دیدم...
- بعدش رفتی خونه؟
+ نه، یه پاکت سیگار کشیدم، گفتم شاید برگرده...
- بعدش چی؟ رفتی خونه؟
+ آره رفتم خونه و همه عکس هاش رو جمع کردم
- سوزوندی؟
+ نه، گذاشتم تو انبار...
- چرا نسوزوندی؟
+ دیوونه شدی؟
شاید برگرده...

-روزبه معین
دیدگاه ها (۲)

کسی چه می داند من امروز چند بار فرو ریختم؛چند بار دلتنگ شدم،...

نباید یادت بره که بیشتر از قبل مراقب خودت باشی، احساس غم و خ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ...

داداش ، تسکین قلب بی قرارهآرامش بخش لحظه های انتظاره درمون د...

فیک شوگا (بغل) نمیدونم ولی ممکنه غمگین باشه

از حموم اومدم بیرون و انتظار داشتم که جولی خونه باشه ولی دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط