{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی بدجنس من

ددی بدجنس من💅🏻😈
Part2
جین می‌خوایی فقط بخوری
جین:اره بابام چی بهتر از خوردن اصن لذت جر خوردن هم مگه هست
بس کن بابا شکمو
جین:چقدر بداخلاق
جونگکوک یادم داده
جونگکوک:از من مایه نزارید میرنمتون صدای بوق بدین
کوک یبار دیگه بد اخلاقی کنی میزنمت
جونگکوک:نه بابا دیگه چی...بلند جدی
عوفففف خدا این چه مرگته من اصن میرم خونه
جین:عععع دختر بشین جونگکوک بس کن دیگه لطفاً می‌خوایم خوش بگذرونیم
جیعوپ:سانشاینم آروم باش دیگه بهش زاید اهمیت نده مگه به رفتارش عادت نداری
ولی خب قرارم نیست برینه تو حالم
جونگکوک:حد خودتو بدون
ندونم چی میشه
جونگکوک:خودت....
شوگا:بچه ها بسه دیگه اه...داد
شوگا:هردفعه میاییم حالو هوامون عوض بشه شما دوتا دعوا میکنید دو دقیقه ساکت شید
جونگکوک:با من درست صحبت کن شوگا... عربده‌کش
شوگا:ولی رو من دیگه حساب باز نکن
با این حرفش رفت بیرون سکوتی بینمون حکم فرما شد که با کوبیدن جونگکوک روی میز همه به خودشون آمدن

بچه ها از همه ممنونم منم میرم دیگه زیادی خستتون کردم
با این حرف رفت بیرون
جیعوپ:کوک همیشه هیمنقدر بلدی همه چیز خراب کنی؟؟
کوک:اره که چی
جیهوپ:که چی که روزمون خراب کردی
کوک:خفه شو
جیعوپ باشه خفه میشم.‌..بلند شد رفت
آون روز جونگکوک باعث شد همه از دستش نارخت بشن ولی این برای مهم نبود همه ذرفتن خونه اون تو باز نشست به آهنگ ملایم گوش داد با خوردن ویسکی تو دستش روز خودشو ساخت تموم شد بعداز تایمی اونم رفت خونه

(ویو آت)
رسیدم خونه کلیپ انداختم تو در برام سخت بود که نبود خانوادم تحمل کنم ۶ ماه از تصادف و مرگشون میگذره من هنوز باهاش کنار نیومدم بیخیال بابا. باید هواسم به کارم باشه چه کار ستون جونگکوکم که به فکر خودشه

(ویو جیمین)
امشب چرا اینجوری شد همه کند زدن تو شب هم دیگه اصن نزاشتن به کسی خوش بگذره عوففف خدا اینا چرا این شکلی هستن کاش کو هم یکم به خودش بیاد با ما رفیق باشه اینجوری شبامون به هم نریزد ههه اون...اون اصن رفیق بودن میدونه چیه

(ویو جونگکوک)
اخخخ خدا خیلی خستم فقط می‌خوام بخوابم هیچکس به اندازه من مسته خوشگل جذاب نیست عوففف کوک بسه امروز چقدر روز خوبی بود ولی چه میشه کرد امروز دوباره با آت دعوام شد البته اشکالی ندارع تا باهاش کنار بیام کلی طول می‌کشه مث تهیونگ اون اولا که اومده بود همش باهاش لج بودم بیخیال بابا

همه اون شب به کز کوک با غصه و ناراحتی خوابیدن روزشون بد گذشته بود به خاطر آت و جونگکوک البته مقصر جونگکوک بود ولی خب چه میشه کرد اون جز یه مافیای سر بدجنس چیز دیگه ای نیست

(ویو آت)
صبح از خواب بیدار شدم بلند شدم رفتم یه دوش چند مینی گرفتم آمدم بیرون موهامو خشک کردن بهشون حالت دادم لباس مورد علاقم انتخاب کردم تنم کردم عطرم و زدم کیفم برداشتم رفتم سوار موتور شدم به شرکت حرکت کردم رفتم تو
رفتم تو اتاقم نشستم پشت میز باید چندتا طرح لباس میدادم کلی پروژه داشتم که باید تحویل میدادم شنبه هم کنفراس مطبوعاتی دارم ای بابا بیخیال ولی من این جایزه رو میبرم

((ادمین))
آت کل اون روز سرگرم شد با کار کردن خودشو از دعوا و حال دیشب دور کرد
که ته بهش زنگ زد
الو ته چیشدع
ته:آت دختر کجایی
شرکت چطور مگه
ته:عوففف بابا این جونگکوک باز دیونه شده
به درک چیکار کنم
ته:بابا جان بیا اینجا باید بری مخ یه پسر دیگه رو بزنی
واااا ته مگه من هولم
ته:نه همون موضوع نقش بازی کردنه خنگ
ته تروخدا بیخیال شو اصلا حوصله ندارم کلی کار دارم باید به کارام برسم
ته:دختر تو نقش اصلی تو اکیپ مافیااها داری دیگه ندارم می‌خوام ببینم اکیپ بدون من چجوری دووم میاره کوک آنقدر ادعاش میشه
ته:دختر آنقدر لجبازی نکن کوتاه بیا
ته کار دارم باید برم بعدا حرف می‌زنیم بای
بعداز این حرف تلفن قطع کرد رفت و...
تا پارت بعدی بای بای ✨🤗
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
دیدگاه ها (۰)

ددی بدجنس من💅🏻😈Part3و آت به کار کردنش ادامه داد چند روز از ا...

پارت ۴ رو امروز بزار🤗

ددی بدجنس من💅🏻😈Part1ای خدا بسه دیگه جیمین سرم درد گرفت ای با...

Hi guys🤗 خوفین؟این کانال درست کردم برای شماها تا اینجا بتونم...

تک پارتی ته

☆سادیسمی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط