{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی بدجنس من

ددی بدجنس من💅🏻😈
Part3

و آت به کار کردنش ادامه داد چند روز از اون موقع می‌گذشت اکیپ گروه دو هفته همو ندیده بودم بار ها مونده بود آت کنفرانس شو داد و جایزه نوبل بهترین طراح لباس و گرفت
آت دیگه نمی‌خواست اون اکیپ باشه پس استفا داد اعضا با این موضوع خیلی ناراهت بودن میدونستم با نبود آت کارشون درست پیش نمیره آت رفته بود بجای دور دیگه برای برگشت آت خیلی دیر شده بود و راضی کردنش برای برگشت خیلی سخت شده بود
تو این تایم جونگکوک خیلی به آن علاقه مند. شده بود همش با اعضا مشورت میکرد که وقتی پیداش کرد چجوری ابراز علاقه بکنه یا چجوری باهاش رفتار بکنه استرس زیادی برای این موضوع داشت
جونگکوک تحملش سر آمده بود بلند شد تا یکم بگردع
سوار ماشینش شد رفت کل سئول گشت اما نبود
جونگکوک :انگاری شده رفته تو زمین بزار به نه زنک بزنم ببینم می‌تونه جی پی ای گوشیش‌و پیدا کنه
بوق بوق بوق بوق
جونگکوک:الو ته
ته:بله چیشدع کوک
کوک:ته جی پی ای گوشی آت رو هک کن ببین میتونی پیداش کنی
ته:باشه تلاشم و میکنم
گوشیو قطع کرد جونگکوک به تلاش برای پیدا کردن آت ادامه داد که جیمین به جونگکوک زنگ زد
جیمین: جونگکوک چی بوده جیمین زود باش بار هارو دزدیدن
کوک:وایییی چی میگی
جیمین:زود باش باید آماده بشیم جنگ بین چهارتا مافیاست
کوک:جیهوپ تجهیزات حاضر کرده
جیمین :همه چیز حاضره فقط خودتو برسون
کوک:باشه باشه میرسونم
کوک که مجبور شده بود دست از گشتن دنبال آن برداره رفت به زنک کلی جنگید جوری که آنقدر خسته شد بود دوتا تیر به پشت کمرش سمت قفسه سینش خورد افتاد
جیمین:کوککککک‌‌.. داد
جیمین:کوککک نخواب کوک
جیعوپ:تسلیم شدن بلند شین بلند شین ببریمش بیمارستان
جونگکوک بردن بیمارستان بردنش اتاق عمل ۵ ساعت تو اتاق عمل بود که دکتر آمد بیرون
دکتر:خیلی به خیر گذشته ولی قلبش خیلی بد آسیب دیده و متاسفانه رفتم تو کما
ته: چیییییییی
دکتر:خدا سلامتی بده
دکتر رفت اعضا خیلی حالشون بد بود یکی گریه میکرد اون یکی داغون تر از قبلی
یک هفته از نبودن آت میگشت جونگکوک حالش بدتر میشد
ته:اینجوری نمیشه باید به آت رنگ بزنم
جیعوپ:برن بزن باید بزنی بگی
ته:الو آت
بله ته چیشدع
ته:آت آت خودتو برسون کوک تو کماعه یک هفته پست لطفا دیگه برگرد کوک حالش خیلی بده
چبیییی یعنی چی وی داری میگی
ته: جونگکوک حالش خوب نیست
باشه باشه الان میام
ته:منتظرم
تلفن قطع کردن آت خودشو مثل موشک رسوند. بیمارستان
تهیونگ چیشدع بچه ها کوک کجاست چیشدع
جیعوپ: جونگکوک دنبال تو میگشت که پیدات کنه برن گردونه و خب بارها و دزدیدن جیمین زنگ زد به جونگکوک
همه چیو برای آت توضیح دادن
ای واییی خدااا نه....گریه
کوک...گریه رفت سمت شیشه اتاق کوک گریه میکرد
کوک ببخشید کوک معذرت می‌خوام تروخدا ولم نکن من من دوست دارم کوک
اعضا با شنیدن این حرف آت همه شوک شدن
و این عشقی بود که با نفرت شروع شروع شد و....

تا ادامه بعدی بای بای💙✨😁
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ رو امروز بزار🤗

ددی بدجنس من💅🏻😈Part4و این عشقی بود که با نفرت شروع شد و آت گ...

ددی بدجنس من💅🏻😈Part2جین می‌خوایی فقط بخوریجین:اره بابام چی ب...

ددی بدجنس من💅🏻😈Part1ای خدا بسه دیگه جیمین سرم درد گرفت ای با...

سه پارتی جونگ کوک

پارت 10 فصل 1صبحکوک بیدار شد و دید ات تو بغلش خوابیده بدون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط