{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جهنم من

جهنم من💀⚰️
پارت ¹⁴



ارسلان، یعنی فک میکنی دروغ میگم'با صدای غمگین'



دیانا، دلم براش سوخت بغلش کردم گفتم نا



ارسلان، بغلم کرد گفت نا میکنم بلند کردم بغلش کردم لبمو گذاشتم روی لباش



دیانا، بلندم کرد بغلم کرد لباشو گذاشت روی لبتم میخورد


همراهیش کردم



ارسلان، بعد¹دقیقه ولش کردم گفتم بریم کوچولوم



دیانا، اهوم



ارسلان، بریم درضمن چ لبای خوش مزه ای داری



دیانا، اهم



ارسلان، ایجان

رفتیم. ط دانشگاه



متین، چیشده بیا بریم خونه




هستی، اخی مرغ عشقا امدن مهگلل'خنده'


متین، ولشون کن بچه ها بریم




دیانا، رفتیم همه رفتن خونه هاشون منو متین هم رفتیم



متین، زدمش گفتم برو گمشو


دیانا، چراا بغض کردم بغضم شکست گریه کردم


متین، دلم براش سوخت مخاستم بغلش کنم بدو بدو رفت


دیاناااااا


دیانا، رفتم اتاقم صدام کرد جواب ندادم
دیدگاه ها (۴)

دوباره اردیا رو میبینم

هعی

جهنم من💀⚰️پارت ¹³دیانا، چیه دیدی ارسلان، نه بابا کی ب اون دل...

جهنم من💀⚰️پارت ¹²ارسلان، دنبال دیانا بودم دیدم از دانشگاه بی...

پارت ۱۷ رمان عاشقم باشنیکا :‌چه خاکی بریزیم تو سرموندیانا : ...

in your eyes

**پارت9**کوک : چرا غذاتو نمیخوری؟ ا / ت : .......کوک : جوابه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط