رمان دوست پسر من
رمان: دوست پسر من
«معرفی»
جئون جونگ کوک :پسری خشن و سرد و جذاب قوی ترین بوکسور کره...که قدش 195 و وزنش 95کیلوگرمه 20سالشه تا حالا توی هیچ مسابقه ای نباخته به دختر ها علاقه ای نداره اما..اگر یه پسر کیوت با جثه ی کوچیک ولی خوشتیپ ببینه عاشقش میشه. و پدر و مادرش رو توی بچگی از دست داده.
کیم تهیونگ :پسری خونگرم و کیوت. که توی یک شرکت طراحی لباس کار میکنه قدش180 و وزنش 70 کیلوگرمه 21سالشه علاقه ای به ازدواج نداره و همیشه سرش با کارکردن گرمه . اون پدر و مادرش رو از دست داده و فقط یک پدر بزرگ داره که خارج از کشور زندگی میکنه.
خلاصه رمان:یک روز که تهیونگ توی شرکت که درحال طراحی لباس و کار کردنه با قامت یه نفر توی اتاق مواجه میشه و.......
ژانر: بی ال- اسمات- عاشقانه-
علامت جونگ کوک:_
علامت تهیونگ:+
Part. 1
_:فردا شب با چندتا بوکسور قرار داشتم....
و میخواستم بهترین و گرون ترین لباسو بپوشم پس به سمت شرکت طراحی لباسم رفتم
(30مین بعد)
_:وارد شرکت شدم. خواستم کسی که لباس هامو طراحی میکنه ببینم...و بعد منو به سمت یه اتاق بردن.
:ازم خواسته بودن بهترین طراحی و انجام بدم
و لباس رو خیلی زود آماده کنم که متوجه قامت بزرگ یه نفر توی اتاق شدم انقدر قامتش بزرگ بود که کل نوری رو که میتابید گرفته بود
_:اوم...شما کسی هستین که لباسمو طراحی میکنه!
T:برگشتم نگاش کردم...اون جونگ کوک بود کسی که قوی ترین بوکسور کره بود... خیلی خوشگله اولین باره از نزدیک میبینمش
:ب..له خ..ودمم
J: اون به طرز عجیبی زیبا بود میتونستم مدت ها بشینم و به چهرش, بدنش,لباش, نگاه کنم
_:خب میخواستم رو کارت نظارت کنم...
فردا شب یه قرار خیلی مهم دارم
:مشکلی نیست میتونید رو اون مبل بشینید.
J:اون داشت برام لباس طراحی میکرد منم به موهاش که توی صورتش افتاده بود نگاه میکردم خیلی ضریف بود اگه زیرم بخوابه؛ فکرنکنم جون سالم به در ببره(پوزخند)
T:اون دستش و توی موهاش میکشید و پوزخند میزد نمیدونم چرا ولی نفس کم اورده بودم
_:به نظرم طراحی که کردی عالیه تا تموم شدنش
من یه چرت روی مبل میزنم
:اوه... راحت باشین
_:اگه راحت بودم که تا الان کرده بودمت(زمزمه)
:چیزی گفتین
_:من نه!
(20مین بعد)
_:وقتی بیدار شدم رفته بود...
با سرعت بیرون رفتم و خواستم اطلاعاتش رو برام به دست بیارن.
«معرفی»
جئون جونگ کوک :پسری خشن و سرد و جذاب قوی ترین بوکسور کره...که قدش 195 و وزنش 95کیلوگرمه 20سالشه تا حالا توی هیچ مسابقه ای نباخته به دختر ها علاقه ای نداره اما..اگر یه پسر کیوت با جثه ی کوچیک ولی خوشتیپ ببینه عاشقش میشه. و پدر و مادرش رو توی بچگی از دست داده.
کیم تهیونگ :پسری خونگرم و کیوت. که توی یک شرکت طراحی لباس کار میکنه قدش180 و وزنش 70 کیلوگرمه 21سالشه علاقه ای به ازدواج نداره و همیشه سرش با کارکردن گرمه . اون پدر و مادرش رو از دست داده و فقط یک پدر بزرگ داره که خارج از کشور زندگی میکنه.
خلاصه رمان:یک روز که تهیونگ توی شرکت که درحال طراحی لباس و کار کردنه با قامت یه نفر توی اتاق مواجه میشه و.......
ژانر: بی ال- اسمات- عاشقانه-
علامت جونگ کوک:_
علامت تهیونگ:+
Part. 1
_:فردا شب با چندتا بوکسور قرار داشتم....
و میخواستم بهترین و گرون ترین لباسو بپوشم پس به سمت شرکت طراحی لباسم رفتم
(30مین بعد)
_:وارد شرکت شدم. خواستم کسی که لباس هامو طراحی میکنه ببینم...و بعد منو به سمت یه اتاق بردن.
:ازم خواسته بودن بهترین طراحی و انجام بدم
و لباس رو خیلی زود آماده کنم که متوجه قامت بزرگ یه نفر توی اتاق شدم انقدر قامتش بزرگ بود که کل نوری رو که میتابید گرفته بود
_:اوم...شما کسی هستین که لباسمو طراحی میکنه!
T:برگشتم نگاش کردم...اون جونگ کوک بود کسی که قوی ترین بوکسور کره بود... خیلی خوشگله اولین باره از نزدیک میبینمش
:ب..له خ..ودمم
J: اون به طرز عجیبی زیبا بود میتونستم مدت ها بشینم و به چهرش, بدنش,لباش, نگاه کنم
_:خب میخواستم رو کارت نظارت کنم...
فردا شب یه قرار خیلی مهم دارم
:مشکلی نیست میتونید رو اون مبل بشینید.
J:اون داشت برام لباس طراحی میکرد منم به موهاش که توی صورتش افتاده بود نگاه میکردم خیلی ضریف بود اگه زیرم بخوابه؛ فکرنکنم جون سالم به در ببره(پوزخند)
T:اون دستش و توی موهاش میکشید و پوزخند میزد نمیدونم چرا ولی نفس کم اورده بودم
_:به نظرم طراحی که کردی عالیه تا تموم شدنش
من یه چرت روی مبل میزنم
:اوه... راحت باشین
_:اگه راحت بودم که تا الان کرده بودمت(زمزمه)
:چیزی گفتین
_:من نه!
(20مین بعد)
_:وقتی بیدار شدم رفته بود...
با سرعت بیرون رفتم و خواستم اطلاعاتش رو برام به دست بیارن.
- ۸۶۴
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط