{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزهایِ پایانیِ شهریور دلهره ی عجیبی دارد!!!!

دلهره ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی
با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو!!
ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سالهایِ دور نیستیم اما این دلهره یادگارِ خوبِ همان روزهاست
روزهایِ خوبی که نگرانیِ مان بخاطرِ معلمِ تازه ای بود که نمی شناختیم!!
و تمامِ ترسمان برای درس هایی که قرار بود سخت تر از سال هایِ قبل باشد!!
چه حال و هوایِ بی نظیری بود!!
هنوز هم که هنوز است پاییز دلنشین تر از تمامِ فصل هاست
قدم زدن در خیابان هایِ نارنجی و خِش خشِ جانانه ی برگ ها تسکینِ خوبی ست!!
اما کاش برایِ یک روز هم که شده به روزهایِ خوبِ کودکی بر می گشتیم!!
مثلا اوایلِ مهر باشد و حیاطی شلوغ و بچه هایی شاد و خندان که با اشتیاقی بی وصف ، لباس و کفش هایِ جدیدشان را به هم نشان می دهند
مثلا پاییز باشد و کودکی که بی غم و آسوده ، کوله پشتی اش را روی دوشش گرفته و سرخوش و لی لی کنان به سمتِ خانه می دود
و چه موسیقیِ دلنوازی ست خش خشِ برگهایِ پاییزی
وقتی دلت کودکانه می تپد
وقتی نگرانِ هیچ چیز نیستی!!
دیدگاه ها (۷)

خونه های قدیمی پر از صفا سادگی صمیمیت یادش بخیر

یاضامن آهو

طنز

طنز

با تو بودن یعنی دنیا یه شکل دیگه‌ست، انگار دارم یه رؤیای واق...

✨سکوت دی‌ماهی در روزهای صبر، پر از حرف‌هایی‌ست که فقط برای آ...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط