منم آن شهری که از یادش رفته کسی را ندارد

منم آن شهری که از یادش رفته کسی را ندارد

منم آن شهری که از یادش رفته کسی را ندارد
دلش می خواهد برقصد سر مست ولی نا ندارد
♪♪♪
دارد کابوس رفتن مرا این تنها بودن مرا
شکنجه میدهد ولی نمی کشد
من از شب های بی پنجره آواز بی خاطره
شکنجه میشوم شکنجه میشوم
♪♪♪
منم آن شهری که یادش رفته کسی را ندارد
دلش می خواهد برقصد سر مست ولی نا ندارد
دلم را شکستند به دور از نظرها
درختم که رفتم به جشن تبرها

اوخاطرش نیست ولی خوب به خاطر دارم درآغوش خودم قول نرفتن میداد💔
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

پرنسس ناخواسته

منم آن شهری که یادش رفته کسی را ندارد🔥دلش میخواهد برقصد سرمس...

(کابوس) خواب نامه من هیچوقت گشوده نشد و عجایبش همچو عشقه پیچ...

When he is a vampireسه پارتی از بنگ چانبه در تکیه میدهم و دس...

امروز که محتاج توام جای تو خالیستفردا که می آیی به سراغم نفس...

صحنه; پارت دوم

✳️السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ ... ✳️از بعد ماجرای ...

بـخـشـی از سـروده‌هـا درباره جـشــن مـهـرگـان از چـامـه سـرا...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط