{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آستانه ی کوچ، جایی میانه مرز هستی و نیستی،

در آستانه ی کوچ، جایی میانه مرز هستی و نیستی،
نه برای طولانی تر شدن نفس‌هایش،
که برای حتی یک ثانیه ی دیگر، در تماشای نور چشم های او می‌جنگید؛
گویی مرگ، تنها دشمن تمام عیار او بود که
میخواست آخرین سکونتگاه روحش را از او برباید..

#minsung#lee_know#han_jisung#stray_kids#skz
دیدگاه ها (۲)

هان روی بالکن ایستاده بود و شبنم روی نرده های فلزی سرد رو لم...

درخواستی..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط