{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

our song part : 24

_جرئت نکن که تو روی من وایسی حرومزاده حرومزاده تویی که این بلا رو سر زندگیامون آوردی شیوون : دلت نمیخواد بفهمی برای تک دخترم چه سوپرایزی اون پایین تدارک دیدم؟
_چ..چی؟ منظورت چیه؟
÷عامم.. بزار اینجوری بگم.. ونته...ونته ی معروفه پاریس تو که دلت نمیخواد اذیتش کنم؟
_امکان نداره
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
روی صندلی ای کنار سکوی تابلوهایش نشسته بود با خش خشه بیسیمه درون جیبش، با یک ببخشید خودش را به سرویس بهداشتی رساند
جیمین : تهیونگ تهیونگ...حالت خوبه؟وضعیتو بگو
تهیونگ : تابلوها رو گذاشتن برای مزایده ولی شیوون همچنان طبقه بالاست
جیمین : ماهم اطراف عمارت رو محاصره کردیم..یک ربع دیگ عملیات رو شروع میکنیم
تهیونگ با استرس عرق پیشانی اش را پاک کرد و با انداختن بی سیم درون کتش از توالت خارج شد شیوون با لبخند بزرگی به سمتش آمد
شیوون : خسته شدی نه؟
شیوون : دلم میخواد با دخترم آشنا بشی دامی.. عزیزم؟
تهیونگ با بی میلی سرش را به طرف پله ها چرخاند دختری با موهای کوتاه و لباسه بلند با نزدیکتر شدنه دختر مشت های سرده ونته فشرده تر میشد سردرد شدیدی به سراغش آمده بود دختر سرش را بلند کرد و چشم هایشان قفل هم شد تهیونگ درونه طوفانی به رنگ کهربایی دست و پا میزد شل شدن پاهایش را احساس کرد سر و صداهای وحشتناکی از حیاطه عمارت به گوش میرسید دختر همچنان وسط هیاهو با چشم های بغضی اش به پسره فروپاشیده زل زده بود شیوون : میرم ببینم بیرون چخبره
حجومه "گذشته" رعشه ای برتنه ونته انداخته بود تهیونگ : ت..تو..دامی..دامی نیستی
تصویره خانه اش میان شعله ها در ذهنش نقش بست حالت تهوع شدیدی داشت
روی دو زانواش افتاد و با عجز سرش را میان دستانش فشرد
تهیونگ : نه داره اشتباه میکنه تو دامی نیستی
پسری سراسیمه از بغله تهیونگ گرفت و سعی کرد بلندش کند
جین : تهیونگ شی..حالا وقتشه..باید بریم
تهیونگ : ولم کن..الان نه
صدای جیغ و داد مهمان ها روی اعصابش تاثیر گذاشته بود چشم هاش سیاهی میرفت دختر بی صدا اشک میریخت و سره جایش میخکوب شده بود تیر اندازی اوج گرفته بود
جین : تهیونگ پاشو...اینجا دیگه امنیت نداره
ولی تهیونگ چیزی نمیشنید صدای بلند مردی تنه دختر را لرزاند
شیوون : اوه اره...اون دامی نیست...ولی آلیسی که تو میشناختیم نیست من اونو کشتم... میبینی؟ حتی اثری از موهایی که میپرستیدیش هم نذاشتم بمونه
پلک راست پسر ، عصبی میپرید با هر کلمه شیوون به خودش میپیچید

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۰)

our song part : 25

our song part : 26

our song part : 23

our song part : 22

( عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۳راننده کمی خجالت آورد گفت : ببخ...

black flower(p,318)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط