{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

our song part : 25

شیوون : حالا میدونی وقت چیه؟ وقت انتقام
شیوون : وقتشه که انتقامه هیسونگه نامرد ایسوله منحرفه جنسی و الیزابته هرزه رو از تو بگیرم
آلیس : دهنه هرزتو ببند شیوون حتی جرئت نکن که به ایسول و الیزابت بی احترامی کنی حتی جرئت نکن که تهیونگو بازیچه عقده بازی هات کنی
شیوون : حالا میبینی چجوری بازیو تموم میکنم
ماشه تفنگش رو کشید و تهیونگ رو هدف قرار داد
صدای شلیک گلوله در عمارت پخش شد آلیس بدون فکر کردن خودش را روبه روی تهیونگه نیمه بیهوش انداخت...
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
_از زبان نویسنده_
با صدای بلنده گلوله سالنه جشن در سکوت سنگینی فرو رفت تهیونگ که دیگر جانی در بدنش نمانده بود با بیحالی پخش زمین شد و اما آلیس..
دختری با موهای کوتاه و صورتی رنگ پریده درمیان خون خودش غوطه ور شده بود خونی که پیراهنه ونته ی بیهوش را هم رنگین کرده بود
جیمین : حرومزادههههه...
جیمین دقیقا وقتی که شیوون شلیک کرده بود از پشت صندلیه چوبی ای بر سرش کوبیده بود و الان با خشم به لاشه ی نیمه بیهوشه شیوون لگد میزد
ماموران اکثره خلافکارانه حاضر در مهمانی را دستگیر کرده بودند و صدای آمبولانس اعصابه ضعیفه جیمین را به هم میریخت
جیمین : جین منتظره چی ای؟
جین که با دیدنه تهیونگ و دختر بین دریایی از خون شوکه بدی بهش وارد شده بود
با تکانه محسوسی به خودش آمد و بیسیم را جلوی دهانش گرفت
جین : همین الان نیروی کمکیو بفرستین طبقه پایین یکی گلوله خورده
و با سرعت کنار تهیونگ زانو زد نوازشه انگشتانه جیمین را لای موهایم احساس میکردم
جين : هي..كيم صدامو میشنوی
ولی تهیونگ خیلی وقت بود که در میانه اشک های یک جفت چشم کهربایی به خواب رفته بود
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
_از دیده تهیونگ_
با احساسه کرختیه شدیده جسمم لای چشم هام رو باز کردم سرم به شدت گیج میرفت و گلویم خشک شده بود
تهیونگ : آ..ب
جیمین که از خواب پریده بود، با سرعت خودشو بهم رسوند
جیمین : ته..حالت خوبه؟
تهیونگ : آب...
جیمین به سرعت لیوانه آبی پر کرد و به طرفم گرفت جرعه ای نوشیدم و باز سرم را روی بالش انداختم چشم هایم را بستم
_"ت.. تو دامی نیستی"
"دختری غوطه ور در میانه خونه خودش"
به سرعت چشم هایم را باز کردم
دیگه کاملا گذشته مخروبم رو به یاد آورده بودم گذشته ای پر از درد
تهیونگ : آل..آلیس

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۰)

our song part : 26

our song part : ۲۷

our song part : 24

our song part : 23

#part7صدای برخوردش مثل شلیک گلوله پیچید تو کوچه.– «به کی گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط