خیلی طولانی تر
خیلی طولانی تر
درد گریه کردن
درد گیر دادنا تو روز
درد دلتنگی
درد اصرار های الکی سر اینکه به زور منو از عزا در بیارن ولی درک نمیکنن که چه دردی دارم میکشم
و بله .. همه ی این ها شب که میشه میریزه رو سرم بعدشم انقدر به رویا ها و فکرام با لیلی و دوستام و .. فک میکنم دیگه مغزمو به گا میدم و تصمیم میگیرم برا تموم شدم این بساط فقط بخوابم ..
درد گریه کردن
درد گیر دادنا تو روز
درد دلتنگی
درد اصرار های الکی سر اینکه به زور منو از عزا در بیارن ولی درک نمیکنن که چه دردی دارم میکشم
و بله .. همه ی این ها شب که میشه میریزه رو سرم بعدشم انقدر به رویا ها و فکرام با لیلی و دوستام و .. فک میکنم دیگه مغزمو به گا میدم و تصمیم میگیرم برا تموم شدم این بساط فقط بخوابم ..
- ۳۲۶
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط