Part⁷
Part⁷
+چ_
_همین که گفتم
جونگکوک از موهای ا.ت گرفتش و به سمت اتاق شکنجه رفت ا.ت هم داشت بال میزد فرار کنه ولی فاییده ای نداشت
_کاری نکن اون بال های خوشگلتم قطع کنم
ا.ت لال شد یکتخت آهنی اونجا بود
ا.ت انداخت ذو تخت دستاشو پاهاش بالاشو بست یک گاز اونجا بود میله ای که خونی بود رو از روی زمین برداشت و روز گاز گذاشت صبر کرد داغ بشه
[ویو کوک]
چرا مثل بقیه نبود چرا حرفی نمیزد
میله بردلست گذاشتم رو شکمش فقط یک قطرا اشک از چشمش ریخت
_۱ ساعت دیگه میله رو بر میدارم بای بای
+چ_
_همین که گفتم
جونگکوک از موهای ا.ت گرفتش و به سمت اتاق شکنجه رفت ا.ت هم داشت بال میزد فرار کنه ولی فاییده ای نداشت
_کاری نکن اون بال های خوشگلتم قطع کنم
ا.ت لال شد یکتخت آهنی اونجا بود
ا.ت انداخت ذو تخت دستاشو پاهاش بالاشو بست یک گاز اونجا بود میله ای که خونی بود رو از روی زمین برداشت و روز گاز گذاشت صبر کرد داغ بشه
[ویو کوک]
چرا مثل بقیه نبود چرا حرفی نمیزد
میله بردلست گذاشتم رو شکمش فقط یک قطرا اشک از چشمش ریخت
_۱ ساعت دیگه میله رو بر میدارم بای بای
- ۷۷۶
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط